بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٥٨ - استنتاج
اگر يك عمل سالك مورد ذرهاى از عنايات حضرت حق، كه نتيجه كيفيت عالى آن عمل است، قرار گيرد، بهتر از هزاران عمل عبادى است كه در آن كيفيت لحاظ نشده باشد.
|
ذرهاى سايه عنايت بهتر است |
از هزاران كوشش طاعتپرست |
|
چرا چنين است؟!
مولانا پاسخ اين پرسش را اينگونه مىدهد:
١- كسىكه طاعت به كيفيّت انجام مىدهد خداپرست است و آنكه طاعت به كمّيت انجام مىدهد طاعتپرست است؛ چنانچه جمله «طاعتپرست» در مصراع دوم بيت بالا، گواه اين مطلب است.
٢- طاعت بىكيفيت توان جلوگيرى از نفوذ شيطان را ندارد بلكه همواره مورد دستبرد شيطان قرار مىگيرد.
|
ز آنكه شيطان خشت طاعت بركند |
گر دو صد خشت است خود را ره كُند |
|
٣- اگر در طاعت تنها كمّيت (هرچند هم زياد) مورد توجه قرار گيرد، اين حاصل جدّ و جهد سالك است درحالىكه ولوج روح كيفيت در طاعت (هرچند هم به اندازه چند تار مو باشد) از جذبه الهى است.
|
خشت اگر پُر است، بنهاده تو است |
آن دو سه مو از عطاى آن سو است |
|
٤- طاعت باكيفيت هرچه كم باشد و به ظاهر به اندازه يك تار مو به چشم آيد، در باطن امر، همچون كوه است و به منزله اماننامهاى است از پادشاه هستىبخش كه به سالك عطا شده است.
|
در حقيقت هريكى مو ز آن كُهى است |
كان اماننامه صِله شاهنشهى است |
|
٥- طاعت كمّى به دكانى مىماند كه صد قفل به آن زده باشند، كه هر شيطان خيرهسرى جرأت شكستن آن قفلها را دارد ولى طاعت كيفى همچون مهر موم