بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٤٧ - استنتاج
نه از قدر رزق؟
در پاسخ بايد عرض شود: امكانات بيش از حد زندگى گاهى براى آزمايش در اختيار انسانها يا جامعه بشرى قرار مىگيرد، چنانكه قرآن مىفرمايد:
إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ ....[١]
«همانا اموال و اولاد شما وسيله آزمايش شما است.»
لذا اينطور نيست كه ما فكر كنيم بعضى از ثروتمندان يا جامعه طاغى، از قاعده «قدر معلوم» و «رزق مقسوم» مستثنى شدهاند. درثانى آيه مىخواهد بفرمايد: طبيعت در اختيار داشتن امكانات زندگى بهويژه رزق بيش از حد طغيانزا است و معمولا انسان را به طرفى سوق مىدهد كه رضايت خداوند در آن سو نيست.
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى* أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى.[٢]
«چنين نيست كه انسان حقشناس باشد مسلما طغيان مىكند* به خاطر اينكه خود را بىنياز مىبيند.»
رسول خدا ٦ از جبرئيل، از خداى تعالى نقل كرد كه فرمود:
بعضى از بندگان من هستند كه جز مريضى صلاحشان نيست، اگر سالم بشوند فاسد مىگردند. و بعضى از بندگان من هستند كه جز سلامتى صلاحشان نيست. اگر آنان را مريض كنم فاسد مىشوند. و بعضى از بندگان من جز توانگرى و بىنيازى اصلاحشان نمىكند و اگر من آنان را فقير كنم فاسد مىشوند، بعضى ديگر از بندگانم هستند كه جز فقر اصلاحشان نمىكند اگر من آنان را توانگر كنم فاسد مىشوند.
آرى، من امر بندگانم را تدبير مىكنم، چون به وضع دلهاى آنان آشنايم.[٣]
[١] - تغابن: ١٥
[٢] - علق: ٦ و ٧
[٣] - الميزان، ذيل آيه ٢٧ سوره شورى. به نقل از مجمع البيان، ذيل سوره و آيه مذكور.