بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٤٠ - استنتاج
ماند.»[١]
نكته قابل توجه در اين فراز از سرگذشت حضرت يوسف، كه معمولا توجه همه نكتهسنجان را به خود جلب مىكند، توجه و استمداد حضرت يوسف به غير خدا در نجات خود از زندان است؟
و اين چيزى است كه با روح توحيدى پيغمبر بزرگى چون يوسف سازگارى ندارد!؟
پيغمبرى كه خداوند در توصيفش فرمود:
... إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ؛[٢] «او از بندگان مخلص ما بود.»
و بنده مخلص كسى است كه خدا او را براى خود خالص نموده و غير خدا را در آن راهى نيست؛ چنانكه شيطان به تلافى گمراهى خود گفت:
... وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ.[٣]
«همگان را گمراه خواهم كرد* مگر بندگان با اخلاصت را.»
مرحوم علامه طباطبايى رحمه اللّه در پاسخ به اين پرسش نوشتهاند:
اخلاص براى خدا سبب نمىشود كه انسان به سببهاى ديگر متوسل نگردد؛ زيرا اين نهايت نادانى است كه آدمى توقع داشته باشد كه بهطور كلى اسباب را در نظام آفرينش لغو بداند و بخواهد بدون سبب به مقاصد خود برسد، بلكه اخلاص، تنها سبب آن مىشود كه انسان به سببهاى ديگر دلبستگى و اعتماد نداشته باشد و در جمله: ... اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ ... قرينهاى كه دلالت كند يوسف اعتماد و دلبستگى به غير خدا داشته، وجود ندارد.[٤]
[١] - پارهاى از آيات ٣٦ الى ٤٢ سوره يوسف
[٢] - يوسف: ٢٤
[٣] - حجر: ٣٩ و ٤٠
[٤] - الميزان ذيل آيه ٤٢ سوره يوسف. براى دريافت مطالب بيشتر در اين زمينه، به استنتاج حكايت ٢٢ درباره توكّل و توسّل رجوع شود.