بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٢٧ - استنتاج
استنتاج
«احول»، كژچشم و دوبين است؛ كسى است كه يك چيز را دو مىبيند. و اين از عارضههاى چشم است كه بر اثر آن در سيستم فيزيكى بينايى چشم تغييراتى پديد مىآيد كه يك چيز را دو تا يا چند تا مىبيند. اين عيب گرچه سبب فراهم آمدن مشكلاتى براى احول مىشود ولى هرچه باشد از كژچشمى باطن بدتر نيست؛ زيرا كژچشمى ظاهر اگر مشكلاتى دارد، مشكلاتش تنها متوجه احول است ولى كژچشمى باطن نه تنها خود احول را گرفتار خواهد ساخت بلكه گاهى سبب گرفتارى جامعه و انحراف ديگران نيز مىگردد.
كسىكه چشم باطنش احول است هرگز نمىتواند حقشناس باشد؛ زيرا او حق را دوتا مىبيند، درحالىكه حق هميشه يكى است!
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ ...[١]
«آنها كه گفتند خداوند يكى از سه خدا است؛ بهطور مسلم كافر شدند با اينكه معبودى جز معبود يگانه نيست.»
انحراف عقيدتى كه منشأ همه انحرافات اخلاقى است، خود انعكاسى از عيب باطنى است. اگر چشم باطن انسان جز به حق نگاه نكند، انسان موحد مىشود و انسان موحد از كفر و شرك و دوگانه و سهگانهپرستى و ساير پيرايهها مبرّا است.
... وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ ...[٢]
«نگوييد- خدا- سهگانه است- از اين سخن- خوددارى كنيد كه به سود شماست، خدا تنها معبود يگانه است.»
*** مولانا در اين حكايت، ترسيم خطوط انحرافى در كنار خط مستقيم حق را انعكاسى از كژبينى باطنى مىداند و چنين نتيجه مىگيرد:
[١] - مائده: ٧٣
[٢] - نساء: ١٧١