بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٠٨ - استنتاج
بدان جهت است كه عقل در ديوانه و كودك در رحم و قلب در قفسه سينه ديده نمىشود. با توجه به معناى لغوى جن، مفهوم جن بسيار وسيع مىشود و شامل همه موجودات نامرئى و مستور مىگردد.
و اما در اصطلاح، جن به طايفهاى از مخلوقات خدا گفته مىشود كه به جهت مستور بودن وجود آنان از ما، به اين نام خوانده شدهاند.
قرآن در رابطه با طايفه جن، مطالب فراوانى دارد كه بيان همه آن مطالب، كتاب جداگانهاى را مىطلبد ولى ما به جهت استنتاج حكايت، آن را فهرستوار مىآوريم:
١- جن از آتش آفريده شده است.[١]
٢- جن قبل از آدم در روى زمين خلقت يافته است.[٢]
٣- جن همچون انسان داراى علم و ادراك، و مسؤوليت است.[٣]
٤- گروهى از جن موحد و گروهى غير موحد هستند.[٤]
٥- جنيان در قيامت پاسخگوى اعمالشان مىباشند.[٥]
٦- جن همچون انسان نر و ماده دارد و داراى توليد مثل است.[٦]
٧- جن قدرت نفوذ در آسمانها را دارد.[٧]
٨- جن قدرت بر كارهايى دارد كه از نوع بشر ساخته نيست.[٨]
٩- جن هم به جهت اعمال سوء و بدش به جهنّم مىرود چنانكه به بهشت نيز مىرود.[٩]
١٠- جنيان مورد آزمايش خدا قرار مىگيرند.[١٠]
[١] - الرحمن: ١٥
[٢] - حجر: ٢٧
[٣] - جن: ٧
[٤] - جن: ٤
[٥] - جن: ١٥
[٦] - جن: ٦
[٧] - جن: ٩
[٨] - نمل: ٣٩
[٩] - اعراف: ٧٩؛ الرحمن: ٥٦
[١٠] - جن: ١٧