بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٩٦ - استنتاج
ثانيا: در صورت عدم بهرهبردارى صحيح از فرصت/ چيزى جز حسرت و پشيمانى براى انسان باقى نمىماند. چنانچه على ٧ فرمودند:
«إضاعة الفرصة غصّة».
«نتيجه از دست دادن فرصت، غصّه و اندوه است.»[١]
باتوجه به دو ويژگى پيشگفته، بر انسانهاى آگاه لازم است كه توصيه حضرت على ٧ را بگوش جان بشنوند، آنجا كه فرمود:
«فانتهزوا فرص الخير»؛ «فرصت نيكو را غنيمت شماريد.»
*** مولانا در اين حكايت كوتاه، انگشت اشارت به سوى مطلبى گرفته است كه در واقع رمز موفقيت همه سالكان منتهى در طريق سلوك الى اللّه بوده است. و آن اينكه مىفرمايد: صوفى صافى ابن الوقت است.
|
صوفى ابن الوقت باشد اى رفيق |
نيست فردا گفتن از شرط طريق |
|
شرط طريقت براى وصول به حقيقت، غنيمت شمردن لحظههاى عمر است؛ زيرا ممكن است لحظهاى كه سالك در آن لحظه به غفلت مىگذراند، از آن لحظههاى طلايى باشد كه انجاح حاجت و برآورده شدن نياز، مرهون يك ناز باشد! چنانكه مولاى عارفان، امير مؤمنان حضرت على ٧ مىفرمايد:
«الأمور مرهونة باوقاتها».
«دستيابى به خواهشهاى برتر، در گرو غنيمت شمردن اوقات است.»
در اين حكايت نيز صوفى در پاسخ به خواجه بخشنده مىگويد: اگر ديروز نيم درهم به من مىدادى راضىتر بودم از يك درهم امروز و يا صد درهم فردا.
[١] - نهج البلاغه، حكم ١١٤