بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٩٢ - استنتاج
سزاى كسى است كه با غير جنس خود رفاقت كند.
|
چغز گفتا: اين سزاى آن كسى |
كو چو بىآبان شود جفتِ خَسى |
|
|
اى فغان از يار ناجنس، اى فغان |
همنشين نيك جوييد اى مِهان |
|
استنتاج
نقش دوست در سعادت و شقاوت انسان چيزى نيست كه بتوان آن را انكار كرد و يا در آن ترديد داشت؛ زيرا تجربه و مشاهدات عينى، اين حقيقت را به اثبات رسانده است كه اگر اركان سازنده شخصيت افراد را محيط خانواده، محيط آموزش و محيط جامعه بدانيم، دوست در جهتدهى افراد در دو ركن اخير؛ يعنى محيط آموزش و محيط جامعه سهم قابل توجهى را دارد.
در فرهنگ اجتماعى ما، شايد هيچ نويسنده، گوينده، شاعر، محقق و عارفى يافت نشود كه بخشى از موضوع حوزه فعاليتش را به مسأله دوستگزينى اختصاص نداده باشد.
فرهنگ قرآن و اهل بيت نيز كه به عنوان يك فرهنگ برتر در تربيت انسانها، مشعلدار فرهنگهاى گذشته و حال است، نهايت توجه را در اين بخش مبذول داشته است، بهطورىكه- بهعكس فرهنگهاى غير توحيدى- اثرات سوء دوست ناباب را، نه تنها به زندگى دنيا بلكه به زندگى عالم آخرت هم تسرّى داده است.
قرآن وقتى حالت انسانهايى را كه به دست دوستان ناباب گمراه شدهاند، در روز قيامت به تصوير مىكشد، مىفرمايد:
وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا
«و- بهخاطر بياور- روزى را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مىگزد و مىگويد: اى كاش با رسول خدا همراه شده بودم.»
يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا