بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٧٥ - استنتاج
مىكند، سپس از زبان شيخ خطاب به مريد چنين مىگويد:
آنچه درباره برخورد ناهنجارىهاى زنم نسبت به من و شرح صدر و صبرم نسبت به اين مشكل و بيان جايگاه ارزشى شرح صدر، با تو سخن گفتم، سخنانى بود در سطح فهم تو كه بفهمى و با دوستان زشتخوى خود چنين برخورد كنى!
|
بهر تو ار پَست كردم گفتوگو |
تا بسازى با رفيق زشتخو |
|
و بدانى كه: چه در محيط خانواده و چه در جامعه بايد با اعتقاد به اصل «الصّبر مفتاح الفرج»[١] همه مشكلات را با رويى گشاد و لبى خندان پذيرا باشى.
|
تا كَشى خندان و خوش بار حَرج |
از پى الصَّبر مفتاح الفرج |
|
اى سالك، اى عاشق حقيقت اگر در مقابل فرومايگى انسانهاى فرومايه شرح صدر و تحمل داشته باشى در نهايت به نور سنت انبيا خواهى رسيد.
|
چون بسازى با خسىِّ اين خسان |
گردى اندر نور سنتها رسان |
|
زيرا انبيا و داعيان به حق، از دست فرومايگان رنجهاى بسيار كشيدهاند و در حالىكه از اين ماران گزنده آزرده مىشدند ليكن هرگز تحمل خود را از دست نمىدادند.
|
كانبيا رنج خسان بس ديدهاند |
از چنين ماران بسى پيچيدهاند |
|
در شرح صدر پيغمبر اسلام ٦ آمده است كه آن حضرت فرمود:
«ما اوذى النّبىّ مثل ما اوذيت».
«هيچ پيغمبرى مانند من در طريق رسالت اذيت و آزار نديد.»
ولى درعينحال در حق امتش دعا مىكرد و مىفرمود:
«اللّهمّ اهد قومي فإنّهم لا يعلمون».
«خدايا! قوم مرا هدايت كن؛ زيرا اينان نادانند.»[٢]
[١] - صبر و بردبارى كليد گشايش است.
[٢] - شرح انقروى، ج ١٤، ص ٦٧٨