بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٦٥ - ماجراى سرگردان ماندن بنى اسرائيل در بيابان
قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ[١]
«خداوند- به موسى- فرمود: اين سرزمين تا چهل سال بر آنها ممنوع است پيوسته در زمين سرگردان خواهند بود و درباره اين جمعيت گنهكار غمگين مباش.»
نكات قابل توجه بسيارى در آيات فوق وجود دارد كه ذكر همه آنها خارج از مبحث استنتاج حكايت ما است. براى اطلاع از آنها بهتر است به تفاسير رجوع شود، ولى يك نكته است كه احتياج به تذكر است و آن اينكه:
طبق تصريح قرآن، بنى اسرائيل به جرم سرپيچى از فرمان خدا به مدت چهل سال در بيابان (صحراى سينا) سرگردان شدند ... يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ....
«يتيهون»، از ماده «تيه» به معناى سرگردانى و تحيّر است كه بعدها به بيابانى گفته شد كه بنى اسرائيل به مدت چهل سال در آن حيران و سرگردان شده بودند.
در روايتى از حضرت امام صادق ٧ آمده است:
شب كه مىشد، فريادگرشان اعلام حركت مىداد، قوم حركت مىكردند و تا هنگام سحر با چه مشقتى راه مىپيمودند، صبح كه مىشد زمين به فرمان خدا برايشان دور مىزد و آنان صبحگاهان در همان منزلى بودند كه از ابتدا حركت كرده بودند. با خود مىگفتند: راه را اشتباه رفتهايم، ما گم شدهايم[٢] و بدينگونه چهل سال سرگردان بودند.
|
مىروى هر روز تا شب هَروله |
خويش مىبينى در اول مرحله |
|
مولانا در انتقاد از افرادى كه گذشت عمر، تنها شخص آنان را پخته نه شخصيت آنان را؛ يعنى درواقع يك عمر درجا زدهاند و هيچگونه پيشروى معنوى نداشتهاند، مىفرمايد: تا زمانىكه به گوساله عشق مىورزى نمىتوانى راه سيصد ساله را طى كنى.
[١] - مائده: ٢٦- ٢١
[٢] - نور الثقلين، ج ١، ص ٦٠٨