بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٥٨ - استنتاج
مزد، يعنى اجرت و پاداش كار و پاداش كار را به كسى مىدهند كه كارى انجام داده باشد. معمولا كمّ و كيف پاداش كار هم ارتباط مستقيم با كمّ و كيف خود كار دارد.
باتوجه به معناى «مزد»، بيت فوق از نظر معنا داراى آنچنان جامعيتى است كه هيچ مزدى را نمىتوان بدون بذل رنج و زحمت مناسب تصور كرد!
مگر مىشود كسى بدون تحمل رنج زراعت، از مزرعه خود زرع درو كند؟
مگر مىشود كسى بدون تحمل مشكلات تحصيل علم، عالم شود؟
مگر مىشود كسى بدون كدّ يمين و عرق جبين لقمه نانى به كف آورد؟
اين معنى همچنانكه مسائل مادى را شامل است، در مسائل معنوى نيز چنين است.
انسان ناگزير است براى تصعيد شاهباز روح ملكوتى خود، به قلّه رفيع «قاب قوسين أو أدنى»، خود را با بار عبوديت، از پيچ و خم و نشيب و فراز جاده تكليف عبور دهد و رنج و زحمت سلوك را به جان بخرد.
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ.[١]
«اى انسان، تو با تلاش و زحمت به سوى پروردگارت پيش مىروى و سرانجام او را ملاقات خواهى كرد.»
دست يافتن به گنج تقرّب الى اللّه و ملاقات حضرت دوست، رنج عبوديت و بندگى مىخواهد؛ نابرده رنج، بندگى گنج تقرّب حاصل نمىشود.
آنانكه مسير تكليف را با تحمل كدح و مشقت پشت سر گذاشتند، سرانجام به منزل «فملاقيه» خواهند رسيد.
أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً* خالِدِينَ فِيها حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً.[٢]
[١] - انشقاق: ٦
[٢] - فرقان: ٧٥ و ٧٦