بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٢٥ - استنتاج
خدا راه ديدار آن بنده را طلبيد و خدا موسى ٧ را بدان راه هدايت كرد.[١]
قرآن در سوره مبارك كهف، آيات ٦٠ الى ٨٢ ماجراى ملاقات موسى ٧ با آن بنده خاص خدا را بيان مىكند، آنچه در اين ماجرا قابل توجه است اين است كه با اينكه خداوند در توصيف اين بنده خاص مىفرمايد:
فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً[٢]
«بندهاى از بندگان ما را يافتند كه او را مشمول رحمت خود ساخته و از سوى خود علم فراوانى تعليمش داده بوديم.»
هم مدال «عبوديت» بر سينه داشت.
هم مشمول «رحمت» خاص خدا قرار گرفته بود.
هم عالم به همه علوم از جانب خدا بود.
در عين حال آنچنان از چشم مردم مستور و ناشناخته بود كه حتى حضرت عيسى ٧ هم از وجود چنين انسان متعالى اطلاعى نداشت. پس از ارتباط با اين بنده خاص و آگاهى از جايگاه ارزشى او، متوجه مىشود كه خارج از اين افق زندگى، افقهاى ديگرى هم هست كه برآورد آنان تنها در حيّز قدرت معنوى انسانهايى است معروف به «اولياى مستور» كه حقيقت حالشان و قرب مقامشان افشا نمىشود جز بر اخص خواص.
آنان گرچه در ميان اهل زمين گمنامترينند، ولى زيبايى نام آنان در جمع حضور فرشتگان آسمانى، مشهورترين است.
«في الأرض مجهولون و في السّماء معروفون».[٣]
سالكان واصل و عارفان كاملى كه گوهر وصول خود را در خرابههاى گمنامى يافتند و نشان منزل محبوب را در وادى بىنشانى جستند.
[١] - نور الثقلين، ج ٣، ص ٢٧٩
[٢] - نور الثقلين، ج ٣، ص ٢٧٩
[٣] - نهج البلاغه، خطبه ١٠١