بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٠٥ - استنتاج
استنتاج
داعيان الى اللّه در دعوت خود، پيش از آنكه به نتيجه دعوت فكر كنند، به اداى تكليف مىانديشند. آنان وظيفه دارند استعدادهاى بالقوه معنوى انسانها را در فضايى كاملا بدور از پيرايههاى غير خدايى به فعليت برسانند و براى اينكار دكّه دار الشفاى خود را به هر كوى و برزن برپا مىكنند و متاع گرانبهاى معرفت را نه به بهاى عوض، كه بهطور رايگان در اختيار همگان قرار مىدهند.
أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِينٌ.[١]
«رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مىكنم و من خيرخواه امينى براى شما هستم.»
آنان در اين دعوت انگيزهاى جز امتثال امر خدا ندارند و انديشه نتيجه و پايان كار، هرگز انگيزه آنان را به اقبال و ادبار مردم مشغول نمىكند.
وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً.[٢]
«و تو را دعوتكننده به سوى اللّه به فرمان او قرار داديم و چراغ روشنى بخش.»
تشبيه داعيان الى اللّه بهويژه رسول گرامى خاتم، به چراغ روشنىبخش شايد بدين جهت باشد:
١- همچنانكه فلسفه وجودى چراغ، زدودن ظلمت از محيط اطراف است، فلسفه دعوت داعيان الى اللّه هم زدودن ظلمات كفر و شرك و جهل و نفاق از محيط افكار مردم است.
٢- همچنانكه چراغ در نوربخشى خود، خانه مؤمن و كافر نمىشناسد و همگان را بهطور مساوى از فيض نور خود بهرهمند مىكند، داعيان الى اللّه هم در طريق رسالت خود، تلاش مىكنند خانه قلب همگان را به نور معرفت روشن نمايند و اين سعادت را از كسى دريغ نمىدارند.
[١] - اعراف: ٦٨
[٢] - احزاب: ٤٦