بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٧٩ - استنتاج
«آنان دلها- عقلها- يى دارند كه با آن- انديشه نمىكنند و- نمىفهمند و چشمهايى دارند كه با آن- حقايق- را نمىشوند.»
آنان نه تنها انسان نيستند، بلكه از حيوان هم پستترند.
... أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ...[١]
سپس قرآن به معرفى اينگونه افراد مىپردازد و مىفرمايد: مىدانيد اينها چه كسانى هستند؟
... وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ؛[٢] «اينان همانا غافلانند.»
اين غفلت است كه با نفوذ به حساسترين مركز تصميمگيرى آنان؛ يعنى انديشه و درك صحيح، آنان را در حد حيوانات و بلكه پايينتر و پستتر، انحطاط داده و در نهايت سر از جهنم بيرون آوردهاند.
*** در اين حكايت:
نگهبان، كنايه است از انسان.
اثاثيه، كنايه است از ارزشهاى انسانى و اسلامى.
دزد، كنايه است از شيطان.
مولانا در اين حكايت سالك را به خطر غفلت و عاقبت تأسفبار آن هشدار مىدهد كه هان! اى سالك طريقت و اى طالب حقيقت، تو ضمن سلوك در طريق الى اللّه بايد حارس و نگهبان ارزشهايى باشى كه با بذل جد و جهد، آنان را به دست آوردهاى. كوچكترين غفلت مىتواند راهى براى نفوذ شيطان به خانه امن ايمانت و به تاراج رفتن همه موجوديتهاى ارزشى تو باشد.
بديهى است وقتى شيطان رسواكننده، بر مركب غفلت نشست و بر تو تاخت
[١] - فرقان: ٤٤
[٢] - نحل: ١٠٨