بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٦٨ - استنتاج
برنمىداشت، لذا از صياد پرسيد: اين گندم از آن كيست؟ صياد پاسخ داد: اين گندم امانت يتيمى است كه سرپرستى ندارد و چون مرا امين مىدانند نزد من به امانت نهادهاند.
پرنده گفت: من از گرسنگى مضطر شدهام و براى مضطر خوردن مردار نيز حلال است پس اجازه بده از اين گندم بخورم.
صياد گفت: در حالت ضرورت هم بهتر است از خوردن مال حرام پرهيز شود ولى اگر مىخواهى بخورى بايد تعهد كنى كه به وقت تمكّن بهاى آن را بپردازى.
پرنده در انديشه فرو رفت و متحيّر ميان دو كار؛ اينكه صبر كند و با گرسنگى بسازد يا از آن دانه بخورد؟ سرانجام اسب نفس امارهاش سركشى كرد و به طرف دانه پر كشيد. تا در كنار دانهها نشست، به دام افتاد و براى نجات از دام صياد، شروع كرد به خواندن سوره ياسين و انعام و بر حال زار خويش تأسف مىخورد.
ولى كار از كار گذشته بود و تأسف سودى نداشت.
|
بعد درماندن چه افسوس و چه آه؟ |
پيش از آن بايست اين دود سياه |
|
|
آن زمان كه حرص جنبيد و هوس |
آن زمان مىگو كه اى فريادرس |
|
|
كان زمان پيش از خرابى بصره است |
بوك بصره وارَهد، هم ز آن شكست |
|
|
آن زمان كه ديو مىشد راهزن |
آن زمان بايست ياسين خواندن |
|
استنتاج
«دفع» آسانتر، كمخرجتر و نتيجهبخشتر از «رفع» است:
امروزه يكى از راههاى سالم ماندن جامعه از بيمارىهاى گوناگون را پيشگيرى قبل از درمان مىدانند، لذا سياست كارى اداره بهداشت و درمان بر اين است كه براى حفظ مردم از بيمارها، بهويژه بيماريهاى واگيردار همچون وبا، اسهال و ... مردم را واكسينه كنند تا از اين طريق بدن آمادگى لازم جهت دفع ويروسهاى اين نوع