بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢١٥ - استنتاج
توقّف ميهمان در خانه شد.
در اين وقت ميهمان از جا جست و به زن صاحبخانه گفت: اى زن مرا به خودم واگذار، باران نمىتواند مانع رفتن من شود و من از اينجا خواهم رفت.
زن تازه متوجه شد كه چه اشتباه بزرگى مرتكب شده است و از گفتار سردش اظهار پشيمانى كرد و هرچه تلاش كرد كه ميهمان را از رفتن منصرف كند سودى نبخشيد و ميهمان آن خانه را واگذاشت و رفت. با رفتن ميهمان، صاحبخانه و همسرش ماتمزده بودند؛ زيرا صورت نورانى آن مهمان كريم را چون شمع بىپرده ديدند، به همين جهت از جدايى او غمها خوردند. پس از آن، صاحبخانه از غم و خجالت اين ماجرا، خانه خود را ميهمانخانه كرد تا مگر بار ديگر به آن ميهمان عزيز برسند.
|
هر دمى فكرى چو مهمان عزيز |
آيد اندر سينهات هر روز نيز |
|
|
فكر را اى جان به جاى شخص دان |
ز آنكه شخص از فكر دارد قدر و جان |
|
استنتاج
اگر انديشه را از انسان بگيرند، انسان چه امتيازى بر ساير حيوانات خواهد داشت؟ آنچه مسلم است انديشه و تدبر و تفكر در معلومات براى روشن شدن مجهولات، از امتيازاتى است كه خداوند تنها به انسان عنايت كرده و هنوز وجود اين قوّه در ساير حيوانات به اثبات نرسيده است.
اين تنها انسان است كه هر روز با طى مدارج نردبان اندشه، خود را از روز قبل به حقيقت آفرينش نزديكتر مىكند و پردههاى جهل و نادانى را يكى پس از ديگرى بالا مىزند.
قرآن هرجا سخن از تفكر و انديشه در آيات الهى به ميان مىآورد، از همه مخلوقات خدا تنها از انسان دعوت مىكند كه اين مهم را بعهده بگيرد