بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٠٩ - استنتاج
|
كاكل از بالا نشستن شهرتى پيدا نكرد |
زلف از افتادگىها همنشين يار شد |
|
معاوية بن عمار مىگويد از امام صادق ٧ شنيدم كه فرمود:
«إنّ في السّماء ملكين موكّلين بالعباد فمن تواضع للّه رفعاه و من تكبّر وضعاه»
«در آسمان دو فرشتهاند كه بر بنده گماشته شدهاند، هركه براى خدا تواضع كند او را بالا مىبرند و هركه تكبر كند او را پست كنند.»[١]
در تاريخ زندگى پيغمبر بزرگوار اسلام ٧ آمده است با همه عظمتى كه آن بزرگوار داشت، انسانى كاملا متواضع و فروتن بود بهطورىكه بر روى خاك مىنشست و با غلامان طعام مىخورد و سوار بر درازگوش مىشد و با دست مباركش شير بز را مىدوشيد و لباس پشمينه بر تن مىكرد و بر همه، حتى بر اطفال و كودكان سلام مىكرد و ساير امامان معصوم عليهم السّلام نيز چنين بودند. آنان نه تنها مبلّغ فروتنى و تواضع بودند بلكه خود پيكره تواضع بودند.
على ٧ در بيان جايگاه ارزشى تواضع مىفرمايد:
«زينة الشّريف التّواضع»؛ «زينت انسان شريف فروتنى است.»[٢]
*** اين حكايت نيز ناظر بر اين نكته اخلاقى است كه انسان همواره بايد حالت تواضع داشته باشد؛ بهويژه زمانى كه به پست و مقامى رسيد و احساس كرد يك سر و گردن از ديگران بالاتر است. چرا كه درخت هرچه ميوهاش زيادتر گردد افتادگيش بيشتر شود.
شيخ الاسلام كه با تكيه زدن بر كرسى تدريس احساس انانيّت و خودبرتربينى به او دست مىدهد، در مقابل برادر تكبر مىورزد و به جاى اينكه به احترام برادر تمام قد بلند شود، نيم قد قيام مىكند.
[١] - كافى، ج ٢، ص ١٢٢
[٢] - بحار الأنوار، ج ٧٥، ص ١٢٠