بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٠٠ - نكات قابل توجه در آيات فوق
*** مولانا در اين حكايت، صحنه توزين اعمال انسانها در روز قيامت را براى ما به تصوير مىكشد. صحنهاى كه هيچكس را گريزى از آن نيست و براى درك رعايت عدل و اينكه در آن روز حق كسى حتى به اندازه خردلى ضايع نمىشود، از قول مرد كدخدا چنين مىگويد:
كدخدا به غلامش گفت: برو ترازو بياور تا من گربه را وزن كنم.
|
گفت اى ايبك ترازو را بيار |
گربه را من بركَشَم اندر عيار |
|
كدخدا وقتى گربه را وزن كرد، ديد نيم من است. به زنش گفت: اى حقّهباز! وزن گوشت نيم من و يك سير بود درحالىكه وزن اين گربه نيم من است.
|
بركشيدش، بود گربه نيم من |
پس بگفت آن مرد: كاى مُحتال زن |
|
|
گوشت نيم من بود افزون يك سِتير |
هست گربه نيم من، هم اى سَتير |
|
اى زن، اگر اين گربه است پس گوشت كو؟ و اگر اين گوشت است پس گربه كجاست؟ بگرد و گربه را پيدا كن.
|
اين اگر گربهست پس آن گوشت كو؟ |
ور بود اين گوشت، گربه كو؟ بجو |
|
و در روز قيامت هم پاى ميزان عمل به مدعيان دروغين چنين خطاب مىشود:
اگر ادعاى مسلمانى مىكنيد پس عمل شما كو؟ و اگر مىگوييد عمل داريد پس چرا اعمالتان منطبق با ميزان عدل الهى نيست!؟
وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ[١]
«و روز قيامت كسانى را كه بر خدا دروغ بستند مىبينى كه صورتهايشان سياه است، آيا در جهنم جايگاهى براى متكبران نيست؟»
[١] - زمر: ٦٠