بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٧٨ - استنتاج
طلبكارند، بدون اينكه متوجه باشند خود در مقابل خواسته خدا چه موضعى دارند؟
آيا از گروه بند اول هستند؟ يا از گروه بند دوم؟ يا از گروه بند سوم؟
تو كه هميشه چشم به كمك خدا دوختهاى چگونه مىشود تقاضاى كمك ديگران را نشنيده بگيرى مگرنه اين است كه خدا در قرآن به تو امر كرده است كه:
... وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ.
«نيكى كن همانگونه كه خدا به تو نيكى كرده است.»[١]
درويش حكايت ما هم از آن گروه افرادى بود كه رسم بندگى را فراموش كرده انتظار بندهپرورى را از خدا داشته است تا حدّى كه در يك مرحله گستاخانه به خدا اعتراض مىكند ولى پاسخ اعتراضش را پس از آنكه شكنجه شدن غلامان عميد خراسانى را ديد، در خواب هاتفى به او مىدهد كه: اى درويش غافل بيا و بندگى را از غلامان عميد خراسانى بياموز.
|
گفتش اندر خواب هاتف، كاى كيا |
بنده بودن هم بياموز و بيا |
|
آنان در روزگار عافيت و نعمت، شكر مولاى خود مىكردند و در روزگار نقمت و مذلّت سخنى كه بر ضدّ ولىنعمت خود باشد، بر زبان جارى نكردند.
[١] - قصص: ٧٧