بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٧٧ - استنتاج
«و من صنع إليه معروف فعليه أن يكافئ به و ليست المكافأة أن تصنع كما صنع حتّى ترى فضلك فإن صنعت كما صنع فله الفضل بالإبتداء»
«و هركس كه به او نيكى شود بايد جبران كند و راه جبران اين نيست كه به اندازه او نيكى كنى بلكه بايد بيش از آن باشد؛ زيرا اگر همانند آن باشد نيكى او برتر است، چرا كه او آغازگر بوده است.»[١]
و اما بند دوم؛ يعنى انتظار نيكى از ديگران، بدون انجام نيكى به آنان، اين انتظار، انتظارى است بىمورد و چنين انسانهايى را بايد انسانهاى پرتوقع دانست زيرا چيزى را انتظار دارند كه حق آنان نيست، اينگونه انتظار ريشه در تكبر و خود برتربينى دارد و يكى از صفات متكبّر كتمان نمودن خير خود از ديد ديگران است.
... وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ...[٢]
«و آنچه را كه خداوند از فضل خود به آنها داده، كتمان مىكنند.»
و اما بند سوم: بايد گفت بدتر از گروه دوم، گروه سوم هستند، اين گروه ضمن اينكه به مردم ستم مىكنند، از آنها انتظار نيكى هم دارند!
اينان ميل دارند جريانهاى طبيعى زندگى به نفعشان تغيير جهت دهد؛ يعنى اگر جو كاشتند گندم درو كنند. اگر فحش دادند بارك اللّه بشنوند. اگر مشت ظلم بر سر مظلومى زدند مظلوم دست آنان را ببوسد و ...
اينگونه افراد را ظالم مىگويند. اگر شما كلمهاى زشتتر و منفورتر و جامعتر از كلمه «ظالم» مىشناسيد مىتوانيد بر روى اين افراد قرار دهيد. ... أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ[٣]
*** مولانا در اين حكايت، پاسخ كسانى را مىدهد كه هميشه فكر مىكنند از خدا
[١] - تفسير نمونه، ج ٢٣، ص ١٧١؛ نور الثقلين، ج ٥، ص ١٩٩
[٢] - نساء: ٣٧
[٣] - هود: ١٨