بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٤ - استنتاج
راه وصول به كمال انسانى و دستيابى به معارف واقعى، تنها سلوك (طريقت) كه نوعى رياضت و تهذيب نفس شرعى است مىباشد و «تصوف» به اين معنا؛ يعنى پشت پا زدن به همه لذّتها و تعيّنات مادى و اكتفا كردن به حداقل امكانات حلال زندگى براى وصول به آفريدگار زندگىبخش.
و اما در تاريخ پيدايش تصوف نيز اختلاف نظريههاى بسيار وجود دارد.
تاكنون، بهطور مشخص تاريخى براى تولّد اين پديده فرهنگى- اعتقادى بيان نشده است ولى اگر صوفى را مشتق از «صفّه»[١] بدانيم، بايد گفت اين پديده بهطور غير رسمى از زمان پيغمبر در ميان مسلمانان صدر اسلام پديدار گشت و سپس به مرور زمان، از نيمه اول يا از اواخر قرن دوم هجرى در كشورهاى اسلامى، بهويژه ايران بهطور رسمى فعال شد.
تصوف در اسلام، نزد صوفيان، در آغاز كار مفهومى ساده داشت، بهطورىكه از حدود قرآن و تشبّه به پيغمبر و مقدّم شمردن آخرت بر دنيا فراتر نمىرفت، ولى رفتهرفته اين تفكر، جاى خود را به انديشههاى افراطى و مبالغهآميز داد بهطورىكه با ظواهر دين و حكم عقل ناسازگار شد. آنان با تفكر مبتنى بر جدايى شريعت از طريقت و وضع رسوم و آدابى كه در اسلام معمول نبود. و ترك بسيارى از واجبات شرعى به بهانه وصول به حق، و تظاهر به كرامتهاى ساختگى و بيان شطحيات و سخنان كفرآميز و رو آوردن به تنپرورى و تنبلى و گدايى و استعمال مواد مخدر و مفاسد ديگر، عملا راه خود را از اسلام و مسلمانان جدا كردند تا جايىكه از نظر علماى دينى و دانشمندان واقعنگر اسلامى طرد و تكفير شدند و سرانجام بسيارى از مشايخ آنان به حبس و تبعيد و تعزير و حتى مرگ منتهى شد.
[١] - صفّه: در لغت به ايوان گفته مىشود، اهل صفّه گروهى بودند در زمان پيغمبر ٦ كه به جهت بىخانمانى و تهىدستى در ايوان مسجد پيغمبر ٦ سكونت داشتند و از طريق كمكهاى مردمى امرار معاش مىكردند.