ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٢٧ - *(باب احياء زمينهاى باير و موات) *
صاحب زمينى با مسلمان يا اهل ذمّهاى مزارعه نموده (يعنى زمين و آب را در اختيار كشاورز گذارده است در مقابل سهمى از گندم يا كشت زمين) سپس اين فكر برايش پديد آمده كه حصّه و سهم گندم خود را قبل از موقع برداشت بفروشد آيا مىتواند؟
فرمود: مشترى بايد با پول معامله كند (يعنى نه با گندم) زيرا آنچه داده نيز در اصل گندم است.
شرح: «هر چند زراعت مكيل و موزون نيست ولى اين كار نوعى رباى معنوى است لذا فقهاء فروش زرع را به گندم مكروه دانستهاند، ولى اگر زرع گندم را به مقدارى از گندم همان زرع مبادله كند آن را محاقله نامند و در حرمت آن ادّعاى اجماع كردهاند».
٣٨٨٢- و عبد اللَّه بن سنان از آن حضرت ٧ پرسيد: مأمور أخذ خراج مىتواند مهمان خراج دهنده شود؟ فرمود: تا سه روز.
و نيز اين مطلب از رسول خدا ٦ روايت شده است.
٣٨٨٣- و علىّ بن مهزيار گويد: از امام جواد ٧ پرسيدم: خانهاى از آن زنى بوده كه داراى يك پسر و يك دختر بوده است، پسر مسافرت دريا كرده و ناپديد شده و مادر نيز فوت كرده است، دختر ادّعا مىكند كه مادرش در ايّام حيات خانه را به او بخشيده و بر اين ادّعا قسمتهايى از خانه را فروخته و قطعهاى از آن كه مجاور خانه يكى از دوستان ما است باقى مانده است و او مىخواهد آن قطعه را