ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٠٥ - *(باب شغلها، كسبها، درآمدها و صنعتها) *
كند از ما نيست و همچنين كسى كه آخرت خود را براى دنيايش.
٣٥٦٩- از عالم ٧ (مراد امام هفتم است و ظاهرا هنگامى كه امام ٧ مغضوب دستگاه هارونى واقع شده بود و در زندان بسر مىبرد، جرأت نداشتند نام آن حضرت را صريح ببرند زيرا مورد مؤاخذه واقع مىشدند لذا به تعبير «عالم» يا «عبد صالح» به آن حضرت اشاره مىكردند) روايت شده كه فرمود: چنان براى زندگى دنياى خويش تلاش كن كه گويا تا ابد زنده هستى، و براى آخرت خويش آنچنان كار كن كه گوئى فردا از دنيا خواهى رفت.
شرح: «پارهاى حديث را چنين معنى كردهاند: دنيا را چنان تحصيل كن كه پندارى هميشه زندهاى و بدان نيازمند، و پارهاى بعكس گفتهاند و مىگويند: معنى حديث ترك دنياست يعنى در تحصيل دنيا وقت بسيار است هميشه تو در دنيا هستى و مىتوانى آن را بيندوزى لكن در تحصيل آخرت وقت اندك است و بايد شبانه روز براى آن كوشش كنى. نتيجه آنكه كار دنيا را عقب انداز و كار آخرت را پيش، ولى معنى اوّل با قرآن بهتر مطابق است كه مىفرمايد: هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها (يعنى: اوست كه شما را در زمين آفريد و شما را براى عمارت و آباد ساختن آن برگماشت- هود: ٦١) و اساسا فعّاليّت و كوشش در زندگى اگر فقط براى اندوختن مال باشد بدون شك خطاست، و اگر براى خدمت به خلق باشد بدون ترديد موجب رضاى حقّ و خود تحصيل آخرت مىباشد حتّى اگر از اين راه انسان سرمايهاى بدست آورد و دنيايش هم رفاه يابد و ثروتش زياد گردد، زيرا قصد و نيّت وى براى خدمت به جامعه و رشد و ترقّى جامعه اوست، اين چنين انسانى هر گاه بين مصلحت خود و جامعهاش تضادّى ببيند ترجيح خواهد داد كه نفع همگان را در نظر گرفته، از نفع خود چشم بپوشد و اين خود عين طلب آخرت است، بر خلاف آن كس كه حتّى اگر ثروتى نيندوزد در همه حال مصلحت خويش را در نظر دارد كه او نيز از رحمت خداوند يقينا دور است.