ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٠٢ - *(نوادر عتق) *
شد بر شما تكليفى نخواهد بود.
٣٥٦٢- معاوية بن ميسره گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم، مردى به كمتر از قيمت، غلامش را مىفروشد كه خريدار وى را آزاد كند و غلام به او گفته است كه اگر چنين كنى من فلان مقدار بر ذمّه مىگيرم تا بتو بدهم آيا مىتواند از وى بستاند؟ فرمود: مىتواند در صورتى كه غلام راضى باشد و به او ببخشد و نيز او غلام را برىء الذمه گرداند و اگر غلام نپرداخت مديونش نداند و او را رها كند.
٣٥٦٣- سكونى از امام ششم از پدرش عليهما السّلام روايت كرده كه علىّ ابن الحسين عليهما السّلام در مورد مكاتبه اين كه مولايش او را بعد از مكاتبه حامله كرده بود فرمود: بايد مهر المثل او را به او باز دهد و مكاتبه در پرداخت بقيه مبلغ اقدام نمايد، پس چنانچه عاجز ماند خود امّ ولد باشد و پس از موت مولى آزاد خواهد شد.
شرح: «حكم مكاتبه آنست كه مولايش نمىتواند با او نزديكى كند چون او كنيز اوست و نه آزاد است كه بتواند با او كابين بندد از اين رو اگر با اكراه با او همبستر شد و فرزندى آورد مهر المثل را مديون است و حدّ زانى را بايد بخورد و اگر بطوع و رغبت مكاتبه بود حقّ مهر ندارد و بر هر دو بايد حدّ جارى شود».
٣٥٦٤- حسين بن هاشم مكارى كه از فرقه واقفى مذهبان است بر امام هشتم