ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٣ - *(خوددارى از دادن شهادت و آنچه) * *(راجع به اقامه و كتمان آن آمده است) *
در موقع شهادت دادن نزد حاكم، حقّ ندارد نيّت كتمان كند كه در اين صورت دل او گناهكار خواهد بود تا چه رسد به كتمان در عمل).
٣٣٢٨- عثمان بن عيسى از پارهاى اصحاب يعنى شيعيان از امام صادق ٧ روايت كرده كه از حضرت پرسيدم پيش من از يكى از برادرانم شهادتى است و آن نوعى است كه اگر نزد قاضى اينها شهادت دهم نپذيرد، چه كنم؟ حضرت فرمود: اگر حقّ است به هر وجهى كه قاضى مىپذيرد مىتوانى شهادت دهى.
شرح: «مراد اينست كه مثلا مردى وجهى به زنى داده و آن را عقد انقطاعى نموده و مدّت هم معيّن است، اين مرد نيز شاهد قضيّه بوده، بعد زن نكول كرده ادّعا وجه مزبور را مىكند و قضات عامّه عقد انقطاعى را باطل مىدانند و حرام، لذا اگر اظهار كند من شاهد متعه بودم پذيرفته نيست بلكه مضرّ هم هست لذا مىتواند به عنوان نكاح شهادت دهد».
٣٣٢٩- جابر جعفى از امام باقر ٧ روايت كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ چنين فرمود: «هر كس شهادت را كتمان كند يا به دروغ شهادت دهد تا خون شخص مسلمانى را پايمال كند يا مال مسلمانى را تلف نمايد روز رستاخيز به محشر آيد با رويى سياه كه ظلمت سياهى آن تا چشم كار مىكند كشيده شده است. و در رويش خراش و زخمى باشد و همه مردم صحراى محشر او را به اسم و