ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٦٤ - *(باب آنكه شهادتش رد و آنكه شهادتش پذيرفته شود) *
حاضر شوى.
٣٣٠٥- مسمع بن عبد الملك كردين از حضرت صادق ٧ نقل كرده كه پرسيدم در باره چهار تن كه شهادت دادهاند مردى زنا كرده است و آن مرد را رجم كردند، سپس يكى از شاهدها از شهادتش برگشت و گفت: من يقين نداشتم بلكه بگمانم چنين بود، فرمود: بر آن شاهد كه برگشته ديه مقتول واجب شده است و اگر گفت: عمدا بدروغ شهادت دادهام، بايد قصاص شود.
شرح: «اين خبر سندش چندان اعتبار ندارد زيرا در طريق روايت به مسمع، قاسم بن محمد جوهرى وجود دارد كه واقفى و ضعيف است و بايد احتياط كرد».
٣٣٠٦- محمد بن قيس از امام باقر ٧ روايت كرده كه امير مؤمنان ٧ فرمود: من هرگز بقول كاهن و منجّم و قيافهشناس و دزد اعتنا نمىكنم و شهادت فاسق را هم جز در مورد عليه خودش يعنى: جايى كه به ضررش باشد نمىپذيرم.
شرح: «شهادت فاسق در اين روايت بمعنى اقرار اوست يعنى اگر فاسق به بدهى و يا گناهى اقرار كرد او را بدان مأخوذ مىدارم».
٣٣٠٧- سليمان منقرى از حفص بن غياث قاضى سنّى از حضرت صادق