ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢٥ - *(باب رهن - گروه) *
و هوا دادن داشت و مرتهن آن را در جاى گذارده و باز نكرد و هوا نداد و در آن بيد افتاد و ضايع گشت، آيا به قدر خسارت از طلب او كسر مىشود. امام فرمود: نه.
شرح: «اين خبر دلالت دارد كه بر مرتهن تعهّد مواظبت از متاع واجب نيست تنها ضبط و نگهدارى آن با اوست».
٤١١٠- حلبى گويد: امام صادق ٧ در مورد رهنى كه در نزد مرتهن تلف شده يا ضايع گشته بود، فرمود: طلب خود را از بدهكار وصول مىكند.
٤١١١- سليمان بن حفص مروزى گويد: نامهاى به على بن موسى الرّضا ٧ فرستادم و پرسيدم شخصى از دنيا رفته و ديونى بر ذمّه دارد و مالى باقى نگذاشته مگر رهنى كه در دست يك تن از طلبكارانست و ارزش آن كمتر از بدهى است كه به آن شخص دارد آيا او مىتواند بابت طلب خويش آن رهن را تصاحب كند يا ديگر طلبكاران در آن با وى شريكند؟ امام ٧ در پاسخ نامه مرقوم فرمود: تمام طلبكاران در آن مال يكسانند و به نسبت طلبى كه از متوفّى دارند در آن شريكند. و نيز به آن حضرت ٧ نوشتم، مردى وفات يافته و بازماندگانى دارد و شخصى آمده و ادّعا مىكند كه من از ميّت طلبكارم و نزد من گرو دارد، حكم چيست؟ امام ٧ نوشتند كه اگر بر ذمّه ميّت مالى دارد و شاهد و بيّنه ندارد از