ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٨٣ - *(باب ربا) *
اينكه مرد گفت: اگر آنها غلّاتشان را براى ما نفرستند ما به آنها قرض نمىدهيم. امام فرمود: باكى نيست.
٤٠٢٥- حلبى گويد: از امام ششم ٧ سؤال كردم مردى مبلغى درهم (نقره مسكوك سفيد) از شخصى وام مىگيرد با شماره معين، و چون قرض خود را مىپردازد درهم سياه هم وزن مىدهد و مىداند كه آنچه مىدهد وزنش بيشتر است از آنچه گرفته، و اين كار را به طيب نفس و بدلخواه خود مىكند و نظر دارد كه به قرض دهنده سودى برساند، امام فرمود: اشكالى ندارد در صورتى كه شرطى در ميان نباشد و اگر همه را به او ببخشد درست است.
٤٠٢٦- و عبد الرّحمن بن حجّاج از آن حضرت پرسيد: شخصى درهم از كسى وام مىستاند و بجاى آن مثقال كه وزنش زيادتر است مىپردازد، يا مثقال به وام مىستاند و با درهم اداء قرض مىكند، فرمود: اگر شرط نباشد اشكالى ندارد و اين نفعى است، پدرم ٧ گاهى قرض مىخواست و درهمهاى پست و نادرست مىدادند و چون محصول او بفروش مىرفت و قيمت را درهمهاى درست و خوب مىگرفت، مرا دستور مىفرمود: كه آن را به طلبكارش بدهم و من اعتراض مىكردم كه پدر جان درهمهاى او همه سائيده بود و اينها نو و خوب است؟! مىفرمود: پسر جان من،