ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٥٩ - *(باب حكم احتكار ارزاق و قيمتگذارى آن) *
كردهاند، و بعض از فقهاء مقيّد كردهاند كه براى ازدياد قيمت اين مذكورات را بخرد نه آنكه محصول باغ يا كشت خويش باشد، و غياث بن إبراهيم عامى المذهب است لكن توثيق شده است».
٣٩٥٥- رسول خدا ٦ بر محتكران گذشت و فرمود: انبارهاى آنها را به محلّ فروش انتقال دهند جايى كه مقابل ديده مردم باشد و بدان بنگرند، و به آن حضرت عرض شد: كاش قيمتى بر آن مىگذاشتى، حضرت ٦ در خشم شد بدانسان كه اثر آن در رخسارش نمودار گشت و با تعجّب فرمود: آيا من تعيين قيمت كنم؟! شك نيست كه قيمتها در اختيار خداوند عزيز است قيمت را بالا مىبرد هر گاه كه بخواهد و نازل مىكند هر وقت كه بخواهد.
شرح: «يعنى گرانى و ارزانى ارزاق مربوط به وضع سال و فراوانى و خشكسالى آنست و در دست خداست نه بندگان خدا».
٣٩٥٦- حلبى گويد: از امام صادق ٧ سؤال شد احتكار چيست؟
فرمود: احتكار آنست كه گندم يا ارزاق عمومى را خريدارى كنى كه غير از آن در شهر نباشد و آن را انبار كنى و نفروشى، چنانچه در شهر غير آن، طعام يا متاع باشد آن وقت اشكالى ندارد كه از متاعت منفعت زيادتر بخواهى (آن را به انتظار سود بيشتر نگهدارى و نفروشى).