ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤٦ - *(ضامن بودن باربرى كه ادعا مىكند مال تلف شده است) *
شرح: «مراد از غسّال ظاهرا قصّار است يعنى جامهشوى و لباسشوى و شايد نسخه «قصّار» بوده و تصحيف شده است».
٣٩٢٢- و حلبى گويد: امام ٧ در مورد كسى كه چهار پايى را براى مسافتى و مقصدى معيّن كرايه كرده و چهار پا گم شده است فرمود: اگر از مسافتى كه شرط كرده گذشته و تجاوز كرده است ضامن است، و اگر در بيابانى وارد شده و آن را در جايى نبسته و به حال خود رها كرده باشد باز ضامن است، و اگر در چاهى افتاده نيز ضامن است چون آن را نبسته و بلا مانع رها كرده است.
شرح: «ضمان در صورت اوّل به جهت افراط است و كاريست كه نبايد مىكرده، و در دو صورت أخير به جهت تفريط است و ترك كاريست كه بايد مىكرده».
٣٩٢٣- و نيز حلبى گويد: امام ٧ در مورد شتردارى كه از وى شترانى كرايه كردهاند و با آنها مشكهاى روغن و زيتون به شهرى فرستادهاند، سپس شتردار ادّعا كرده كه يكى از مشكها پاره شده و روغنها ريخته است، فرمود: هر وقت بخواهد مىتواند روغن را برگيرد و بگويد مشك بشكافت و روغن بريخت، بنا بر اين نمىشود او را بدون بيّنه و شاهد تصديق كرد. و هر كس حيوان سوارى را براى رفتن بمقصدى كرايه كند و اتّفاقا در راه آن حيوان مبتلا به ذئبه (غدّه حلقومى كه آن را به عربى ذئبه گويند) شود و چشمش را بدرد و حيوان تلف شود ناچار ضامن است (چون كسى را نداشته يا كسى همراه او نبوده كه شهادت دهد) مگر اينكه مسلمانى عادل