ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤١ - *(باب مزارعه و اجاره) *
٣٩١٠- علىّ بن يقطين گويد: از امام هفتم ٧ سؤال كردم شخصى از كسى خانهاى يا لنجى يك ساله يا كمتر يا بيشتر اجاره كرده است، فرمود: بر اوست كرايه را تا آخر مدّت بپردازد، و صاحب آن در گرفتن مختار است چنانچه بخواهد در اوّل دريافت مىدارد و اگر بخواهد رها مىكند تا مدّت تمام شود.
٣٩١١- علىّ بن ميمون صائغ (زرگر) گويد: به امام صادق ٧ عرض كردم: كارى را به اجرت معيّن قبول مىكنم سپس شاگردانم كه با من كار مىكنند به دو سوم آن اجرت، آن را مىسازند، امام فرمود: اين كار صحيح نيست مگر آنكه تو خود در ساختن با آنها كمك كنى، عرض كردم من طلا را خود آب مىكنم.
فرمود: در اين صورت اين خود عملى است پس اشكالى ندارد.
٣٩١٢- مجمع خيّاط گويد: به امام صادق ٧ عرض كردم كه لباسى را براى دوختن به مزدى معيّن قبول مىكنم و بعد به شاگردانم به دو سوم قيمت مىدهم تا بدوزند، امام فرمود: آيا كارى روى آن انجام نمىدهى؟ عرض كردم:
پارچه را مىبرم و نخ را برايشان تهيّه مىكنم. فرمود: اشكالى ندارد.
٣٩١٣- محمّد طيّار گويد: وارد مدينه شدم و منزلى مىطلبيدم تا اجاره كنم،