ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٣٦ - *(باب شغلها، كسبها، درآمدها و صنعتها) *
شخصى كه متصدّى كارهاى دولت شده و راه درآمدى جز آن ندارد (مراد، دولت جائر است) و من بر او وارد مىشوم، وى از من پذيرائى كرده، به من احسان مىنمايد و چه بسا اتّفاق مىافتد كه پول يا لباسى بمن مىبخشد و من از اين امر دلم گرفته و ناراحتم، چه حكمى مىفرمائيد؟ حضرت فرمود: آنچه به تو مىدهد از او بستان و بخور بر تو گواراست و براى او وزر و وبال.
٣٦٦٣- داود بن مثنّى (ابو المغرا) گويد: مردى از امام صادق ٧ در حضور من سؤال كرد و گفت:- خداوند به شما خير دهد- من گاهى بر يكى از كارمندان دولت مىگذرم و بر او وارد مىشوم يا به حاكمى مىرسم و او هديه يا جايزهاى به من مىدهد آيا جايز است از وى بستانم؟ فرمود: آرى، پرسيدم: با آن مىتوانم حجّ خانه خدا را بجاى آورم؟ فرمود: آرى، با آن مال حجّ بجاى آر.
٣٦٦٤- على بن يقطين گويد: موسى بن جعفر عليهما السّلام به من فرمود:
خداوند متعال را در دستگاه سلطان دوستانى است كه به سبب آنها، از حقّ مؤمنان و دوستداران خود دفاع مىنمايد.
٣٦٦٥- و در خبر ديگر آمده: كه آنان آزادشدگان خداوند از آتش دوزخ مىباشند.