ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٣٢ - *(باب شغلها، كسبها، درآمدها و صنعتها) *
اين نيست كه در شكم خود آتش پر مىكنند و بزودى به همان آتش مىسوزند).
٣٦٥٣- و محمّد بن حسن صفّار قمّى- رضى اللَّه عنه- به حضرت عسكرى ٧ طىّ نامهاى نوشت: «مردى قافلهها را بدرقه مىكند براى حفظ و حراست آنها در جاهاى هولناك، امّا از طرف دولت نيست بلكه خود مردم با او شرط كردهاند كه مبلغ معيّنى بدو بدهند، آيا اين مبلغ را مىتواند از آنها بستاند يا نه؟» اما در پاسخ مرقوم فرمودند: «اگر خود را به كار مخصوصى اجير داده باشد اشكالى ندارد».
٣٦٥٤- و محمّد بن عيسى بن عبيد بن يقطين به امام هادى ٧ نامهاى نوشت كه مردى فرزند خود را به خيّاطى سپرده و شرط كرده است تا يك سال فرزندش نزد وى كار كند و فلان مبلغ اجرت بگيرد، سپس شخص ديگرى پيدا شده، مىگويد فرزند خود را به من بسپار به مقدارى بيشتر از آنكه با خيّاط قرار كردهاى. آيا اختيار دارد و مىتواند اجاره اوّلى را بهم بزند يا نه؟ امام ٧ در پاسخ نامه به خطّ خويش مرقوم داشتند: بر او واجب است كه شرط و قرارى را كه با اوّلى داشته تا هنگامى كه فرزندش مريض يا ناتوان از كار نگشته است اجرا كند.