ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢١٠ - *(باب شغلها، كسبها، درآمدها و صنعتها) *
٣٥٨٣- سدير صيرفى گويد: به امام صادق ٧ عرض كردم كه از حسن بصرى خبرى بگوش من رسيده كه اگر راست باشد فإنّا للَّه و إنّا إليه راجعون.
يعنى كار ما تمام است، حضرت پرسيد آن چيست؟ عرض كردم: بمن گفتهاند كه وى گفته است: «اگر مغزم از حرارت خورشيد بجوش آيد به سايه ديوار صرّاف پناه نبرد، و اگر كبدش از تشنگى قطعه قطعه شود از خانه صرّاف آب نطلبد.» و اين در حالى است كه صرّافى، كار و شغل من است و بر اساس اين كار و درآمد حاصل از آن گوشت و خون من روئيده و با همين درآمد به حجّ و عمره رفتهام، سدير گويد: آن حضرت نشست، سپس فرمود: حسن بصرى باطل گفته و ياوه سروده است، از روى حساب دقيق تحويل بگير و از روى حساب دقيق تحويل بده، و چون هنگام نماز شد هر چه در دست دارى به جاى گذار و براى نماز برخيز، آيا ندانستى اصحاب كهف همه صرّاف بودند. مؤلّف كتاب- شيخ صدوق رحمه اللَّه- گويد: مراد، صرّاف كلام است نه صرّاف دينار و درهم.
شرح: «صرّافى شغلى بوده كه در آن با نقدين يعنى دينار و درهم مسكوك سر و كار داشتهاند و شخص صرّاف پولهاى مختلف را مىشناخته و مقدار ارزش هر كدام را مىدانسته و عيار آن را تميز مىداده است و تعويض آن را با پول هر محلّ براى مسافران يا تجّار انجام مىداده و حقّ الصّرف مىگرفته است، و مقدّسين از اين شغل ابا