مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٣١ - خوارج
لفظ خوارج. آنجا كه فرموده: «لا تقتلوا الخوارج بعدى فليس من طلب الحقّ فاخطائه كمن طلب الباطل فادركه» خ ٦١، ٩٤، بعد از من خوارج را نكشيد زيرا آنكه حق را طلبيد و در يافتن آن به خطا رفت مانند كسى نيست كه طلب باطل كرد و آنرا يافت. يعنى: ياران معاويه از اوّل در پى باطل بودند و به آن رسيدند ولى خوارج در طلب حق بودند امّا به باطل رسيدند. ابن ميثم فرموده: منظور امام آنستكه اگر بعد از من در عقيده خود باشند و شورش نكنند، كارى به كارشان نداشته باشد و گرنه بايد كشته شوند. امام ٧ نيز تا آنها آرام بودند كارى به كارشان نداشت و يا منظور حضرت آن است كه بعد از وى حكومتهاى ناحق به وجود خواهد آمد، كه خوارج قيامشان در مقابل آنها خوب است، محمد عبده احتمال اخير را اختيار كرده است.
٢: خوارج محضر آنحضرت آمده و گفتند: همه با قبول حكميّت كافر شدهايم ما استغفار و توبه كرديم شما نيز اوّل اقرار به كفر كنيد (نعوذ بالله) و بعد توبه نمائيد تا باز در ركاب تو با معاويه بجنگيم. امام صلوات الله عليه به آن نافهمان چنين فرمود:: «اصابكم حاصب و لا بقى منكم آبر. ابعد ايمانى بالله و جهادى مع رسول الله صلى الله عليه (و آله) اشهد على نفسى بالكفر قد ظللت اذا و ما انا من المهتدين...» خ ٥٨، ٩٢ طوفانى سهمگين شما را بگيرد، زخمزبانزنى از شما نماند. آيا بعد از ايمان آوردن به خدا و جهاد در ركاب رسول خدا ٦، اقرار كنم كه كافر شدهام، اگر چنين گويم، گمراه شدهام و از هدايت يافتگان نيستم. آنها طغيان و بىشرمى را بجائى رساندند كه چنان جسارتى نمودند.
٣: آنحضرت آنگاه كه خواست به جنگ خوارج برود، گفتند: خوارج از جسر نهروان گذشتهاند فرموده: «مصارعهم دون النطفة و الله لا يفلت منهم عشرة و لا يهلك منكم عشرة» خ ٥٩، ٩٣ قتلگاه آنها كنار نهر است به خدا قسم از آنها ده نفر نجات نمىيابد و از شما ده نفر كشته نمىشود، و چون جنگ در گرفت از خوارج فقط ٩ نفر نجات يافت و از ياران آنحضرت فقط هشت نفر شهيد گرديد گفتن اين سخن بزرگتر