مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٣٧ - رجاء
على القطب...» نامه» ١، ٣٦٣. بدانيد مدينه اهل خود از جا كنده و آنها نيز او را از جا كندهاند (يعنى همه به يارى من بيرون شدهاند) و جوشيده است مانند جوشيدن ديك، و فتنه بر قطب مملكت و امام مسلمين (در بصره) بر پا شده است. به هنگام ملاقات دشمن چنين مىگفت: «اللهم قد صرّح مكنون الشنئان و جاشت مراجل الاضغان. اللهم انّا نشكوا اليك فقد نبيّنا و كثرة عدّونا و تشتت اهوائنا» نامه ١٥، ٣٧٤
رجم
سنگ زدن. سنگسار كردن:
«رجمه رجما: رماه بالحجارة»
معانى ديگرى نيز دارد. چهار مورد از اين لفظ در «نهج» آمده است آنحضرت به خوارج كه عامل كبيره را كافر مىدانستند فرمود: مىدانيد كه رسول خدا ٦ زانى محصن را سنگسار كرد، بعد به جنازهاش نماز خواند و ارث او را به ورثهاش داد: «و قد علمتم انّ الله ٦ رجم الزانى المحصن ثمّ صلّى عليه ثم ورّثه اهله» خ ١٢٧، ١٨٤ و اگر زانى كافر بود بر او نماز نمىخواند و ارثش را به ورثهاش نمىداد.
رجم گاه به معنى طرد و راندن آيد چنانكه درباره دشمنان فرموده: «انّهم لن يزولوا عن موافقهم... حتى يرموا بالمناسر تتبعها المناسر و يرجموا بالكتائب تقفوها الحلائب» خ ١٢٤، ١٨١، يعنى: آنها هرگز از مواضع خود كنار نمىشوند تا دفع شوند (زده شوند) با فوجها در پى فوجها و طرد شوند با كتيبهها كه در پى آنهاست سواره نظامها «حلائب»: اسبان جمع شده از هر سو. درباره شيطان فرموده: «ورماكم من مكان قريب... قذفا بغيب بعيد و رجما بظّن غير مصيب» خ ١٩٢، ١٨٧، اينجا نيز به معنى طرد و دفع است.
در رابطه با علم خدا فرموده: «عالم السّر من ضمائر المضمرين و نجوى المتخافتين و خواطر رجم الظنون» خ ٩١، ١٣٤ «رجم الظنون» يعنى ظنون انداخته شده به قلب، رجم در اينجا قذف و انداختن است يعنى خدا عالم است به راز رازداران، و نجواى سرّ گويان و به انداخته شدههاى اذهان (خطور قلبى)
رجاء
اميد. «راج»: اميد دارنده: «مرجوّ» اميد گرفته شده از اين كلمه موارد زيادى در «نهج» يافته است: «لا تكن ممّن يرجو الآخرة بغير العمل» حكمت ١٥٠ و نيز