مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٦٦ - سوم
مسلوب شدن، خانه غارت شدن، خانه فشار است، اهل آن بر پا ايستاده و در سوق شدن به سوى مرگ است و در لاحق شدن به گذشتگان و جدا شدن از باقى ماندگانند. «ساقه» آخر قشون كه اوّل آنرا مىراند چنانكه در خ ٣٣ و ١٠٤ آمده است سوق- به ضم اول- بازار، جمع آن اسواق است و سه بار در «نهج» آمده است در وصف منافقان فرموده: «اعدّوا لكّل حق باطلا... يتوصّلون الى الطمع باليأس ليقيموا به اسواقهم و ينفقوا به اعلاقهم» خ ١٩٤، ٣٠٨ براى هر حق باطلى آماده كردهاند، با يأس به سوى طمع مىروند تا بازار خويش را گرم كنند و اشياء نفيس خويش را رونق بازار بخشند.
سوم
تحميل. چريدن. لازم و متعدى هر دو آمده است
«سام فلانا الامر: كلّفه اياه»
و نيز آمده:
«سام الماشيته: رعت»
«سائمه»: شتريكه مىچرد و در آغل علف نمىخورد كه موجب زكات است، جمع آن «سوامّ» مىباشد از اين ماده چهارده مورد در «نهج» آمده است.
آنگاه كه از حضرت خواستند درباره قاتلان عثمان بازجوئى و عقوبت كند فرمود: اى برادران آنچه شما مىدانيد من نيز مىدانم ولى اين چطور ميّسر است حال آنكه حمله كنندگان در قدرت هستند، غلامان شما و مردان شما به آنها مخلوط شدهاند. «و هم خلالكم يسومونكم ما شاؤا فهل ترون موضعا لقدرة على شىء» خ ١٦٨، ٢٤٣، آنها در ميان شما هستند آنچه بخواهند بر شما تحميل مىكنند، آيا محلى براى قدرت نمائى هست «و سيم الخسف» خ ٢٧، ٦٩ يعنى ذلت و خوارى بر او تحميل مىشود. «سائمه» شترانى است كه پيوسته در صحرا مىچرند و زكات بر آنها تعلق مىگيرد ولى ظاهرا مراد از موارد آن در «نهج» فقط چريدن و چرانيدن است نه وجوب زكات بر آنها، مثلا درباره خود فرموده: اگر همّ و غمّ على ٧ خوردن و خوابيدن باشد، چشمش روشن كه بعد از سالها تلاش، به حيوان چرنده شبيه شده است «قرّت اذا عينه اذ اقتدى بعد السنين المتطاولة بالبهيمة الهاملة و السائمة