مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٩ - جبل
مقابل عظمت خدا خاضع و سر به زير هستند و عقولشان واله و حيران است از اينكه احسن الخالقين را توصيف كنند. «مرجحنّ» بر وزن مقشعّر: كسيكه بر اثر ثقل خم شده و نيز آنكه به طرف راست و چپ حم مىشود «ارجحنّ الحجر: اذا مال هاديا» ديگرى آنجا كه در مذمت يارانش فرموده: اگر از اسلام دست كشيده و به غير آن پناه برديد، اهل كفر با شما مىجنگند ديگر نه جبرئيل كمكتان مىكند و نه ميكائيل... «و انّكم ان لجأتم الى غيره، حاربكم اهل الكفر ثم لا جبرائيل و لا ميكائيل و لا مهاجرون و لا انصار ينصرونكم الّا المقارعة بالسيف حتّى يحكم اللّه بينكم» خ ١٩٢ قاصعه، ٢٩٩.
جبل
(بر وزن عقل) خلق كردن و آفريدن «جبلّه» خلقت و طبيعت
«جبله الله: جبلا: خلقه- جبل فلانا على كذا: طبعه عليه»
درباره خلقت آدم ٧ فرموده: خداوند از شور و شيرين و سخت و نرم زمين خاكى جمع كرد... «فجبل منها صورة ذات احناء و وصول و اعضاء و فصول» خ ١، ٤٢، و از آن مجسّمهاى آفريد كه داراى اطراف و مفصل و اعضاء... بود. از اين ماده به اين معنى فقط ٤ مورد در «نهج» آمده است، يكى مورد بالا، ديگرى درباره خلقت زمين: «و جبل جلاميدها» خ ٢١١، ٣٢٨ سومى باز درباره آدم ٧ «اختار آدم ٧ خيرة من خلقه و جعله اوّل جبلّته و اسكنه جنّته» خ ٩١، ١٣٣، كه منظور از «جبلّة» مخلوق است، چهارمى آنجا كه در وصف حق تعالى فرموده: «اللهم داحى المدحّوات و داعم المسموكات و جابل القلوب على فطرتها شقّيها و سعيدها...» خ ٧٢، ١٠٠، اى الله اى گسترش دهنده زمينهاى گسترش يافته، و اى نگاه دارنده آسمانهاى نگاه داشته شده، و اين آفريننده قلبها بر فطرت آنها، شقّى آنها و سعيد آنها، (خدايا اين زبان حق كه درود تو بر او باد چقدر گويا بوده و چطور به آسانى اين كلمات بر آن جارى شده است).
جبل
كوه. جمع آن جبال و اجبال است ولى دومى در «نهج» يافته نيست اين