مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٨ - حفو
اعتناء آيد
«لا يحفل: لا يبالى»
از اين لفظ چهار مورد در «نهج» آمده است، سه مورد به معنى اعتناء و يكى در معنى اوّل به مالك اشتر مىنويسد: «فاتّخذ اولئك خاصّة لخلواتك و حفلاتك» نامه ٥٣، ٤٣٠، اشخاص پاك را براى مجالس سرّى و محفلهاى عمومى انتخاب كن. «حفله» يكبار جمع شدن، جمع آن حفلات است. گويا در اشاره به حجّاج بن يوسف فرموده: «كانّى انظر الى فاسقهم و قد... أقبل مزبدا كالتيّار لا يبالى ما غرّق او كوقع النار فى الهشيم لا يحفل ما حرّق» خ ١٤٤، ٢٠١، گويا نگاه مىكنم به طاغى آنها كه رو كرده كف بر دهان، مانند دريائى كه باك ندارد چه چيز را غرق كرد و يا مانند افتادن آتش در علفهاى خشكيده كه اعتنا ندارد چه چيز را سوزاند. و در رابطه با اموات فرموده: «لا يعرفون من اتاهم و لا يحفلون من بكاهم و لا يجيبون من دعاهم» خ ٢٣٠، ٣٥٢ كه «لا يحفلون» معنى «لا يبالون» است و در خ ٢٢١، ٣٣٩ آمده: «و لا يحفلون بالرّواجف» مردگان به زلزلهها اعتنائى و از آنها باكى ندارند.
حفا
پا برهنه بودن. و آن فقط يكبار در «نهج» ديده مىشود. در رابطه با مردگان فرموده: «استبدلوا بظهر الارض بطنا و بالسعة ضيقا و بالاهل غربة و بالنور ظلمة فجاؤوها كما فارقوها حفاة عراة» خ ١١١، ١٦٦ يعنى شكم زمين را بر روى آن و تنگى را بجاى وسعت، غربت را بجاى خانواده، ظلمت را بجاى نور عوض گرفتند، بطرف زمين آمدند چنانكه در وقت ولادت پا برهنه و عريان از زمين جدا شده بودند، «فارقوها» اشاره باوّل خلقت است كه فرموده: «و بدء خلق الانسان من طين» اگر حفاة و عراة قيد «فارقوها» باشد اشاره به ولادت انسان است و اگر قيد «جاؤوها» باشد كفنهاى مردگان در نظر است.
حفو
احفاء: مبالغه در سئوال يا مبالغه در داشتن مال شخص است و آن يك مورد در «نهج» ديده مىشود، پس از دفن حضرت صديقه طاهره صلوات الله عليها خطاب به قبر رسول خدا ٦ فرمود: «السلام عليك يا رسول الله عنّى و عن ابنتك النازلة فى جوارك و السريعة اللحاق بك... و ستّنبئك ابنتك بتظافر امتّك على هضمها فأحفها السئوال و استخبرها الحال» خ ٢٠٢، ٣١٩، سلام بر تو اى رسول