مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٦٩
را به مصر مىفرستاد به اهل مصر چنين نوشت: «امّا بعد فقت بعثت و اليكم عبدا من عباد الله... و هو مالك بن الحارث... فانّه سيف من سيوف الله» نامه ٣٨، ٤١١، در ميدان صفين به يارانش فرمود: «و الذى نفس ابن ابى طالب بيده لالف ضربة بالسيف اهون علّى من متيتة على الفراش فى غير طاعة الله» خ ١٢٣، ١٨٠. «بقيّة السيف»: آنهائيكه بعد از كشته شدن يارانشان مىمانند در حكمت ٨٤ فرموده: «بقيّة السيف ابقى عددا و اكثر ولدا» يعنى آنهائيكه بعد از كشته شدن اسلافشان در راه دفاع از شرف و دين، در جهان زنده مىمانند، اهل شرف و كرامتند، آنها باقىترند و اولادشان زياد است بر خلاف آنهائيكه بطور ذلت ماندهاند، آنگاه كه زياد بن ابيه را حكومت فارس داد در ضمن كلامى به وى نوشت: «و احذر العسف و الحيف فانّ العسف يعود بالجلاء و الحيف يدعو الى السيف» حكمت ٤٧٦ از خشونت و سختگيرى بپرهيز زيرا خشونت منجّر به اختلاف مىشود و ظلم رعيّت را به قيام و شمشير كشيدن وا مىدارد.
سيل
جارى شدن:
«سال الماء سيلا و سيلانا: جرى»
آن اسم نيز آمده است پس «سيل» يعنى آبى كه مىآيد و باران آن در جاى ديگرى باريده است، ده مورد از اين ماده در «نهج» امده است. در رابطه با نزديكى خود به رسول خدا ص فرموده: «و لقد قبض رسول الله صلى اللّه عليه و آله و انّ رأسه لعلى صدرى و لقد سالت نفسه فى كفّى فامررتها على وجهى» خ ١٩٧، ٣١١ آن حضرت از دنيا رفت در حاليكه سر مباركش بر سينه من بود و روحش در دست من جارى شد و من آنرا بر صورت خويش كشيدم. و در خ ٣، ٤٨ فرموده: «ينحدر عنّى السيل و لا يرقى الىّ الطير» در وصف حق تعالى فرموده: «الحمد لله خالق العباد و ساطح المهاد و مسيل الوهاد» خ ١٦٣، ٢٣٢ حمد خداى را كه آفريننده بندگان و گسترنده زمين و جارى كننده درهها و گوديهاست
ناگفته نماند حرف سين صد و پنجاه هفت (١٥٧) كلمه است در شب سه شنبه ٧ ذو الحجة ١٤١٢ شب شهادت امام باقر ٧ مطابق ١٩، ٣، ١٣٧١ تمام شد.