مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢٤ - رأى
فرموده: رأفت مخصوص به شخص مبتلى و گرفتار است و رحمت اعمّ است
و اللّه اعلم، از اين ماده فقط سه مورد در «نهج» آمده است.
درباره تأليف قلوب فرموده: «ليتأسّ صغيركم بكبيركم و ليرأف كبيركم بصغيركم و لا تكونوا كجفاة الجاهليّة» خ ١٦٦، ٢٤٠، كوچكان شما از بزرگان پيروى كند، و بزرگان به كوچكان مهربان شوند، مانند ميان تهيهاى جاهليت نشويد. به برخى از فرمانداران مىنويسد: دهقانان ديار تو شكايت كردهاند كه با آنان سختگيرى مىكنى... «داول لهم بين القسوة و الرأفة» نامه ١٩، ٣٧٦ ميان قساوت و رأفت حدّ متوسط را بگير.
رأى
رأى و رؤيت: ديدن. دانستن. نگاه كردن، ارباب ادب گفتهاند چون «رأى» به دو مفعول متعدى شود به معنى علم آيد و چون با «الى» متعدى شود معنى نگاه كردن مىدهد. از اين ماده موارد زيادى در «نهج» آمده است آن حضرت در تشييع جنازهاى شركت كرد و شنيد كه كسى مىخندد، فرمود: گويا مرگ بر غير ما نوشته شده... و گويا مردگانى كه مىبينيم مسافرانى هستند كه بعد از كمى پيش ما رجوع خواهند كرد: «و كانّ ما نرى من الاموات سفر عمّا قليل الينا راجعون» حكمت ١٢٢
«ارتئاء»: تدبّر. نظر كردن چنانكه فرموده: «و طفقت ارتئى بين ان اصول بيد جذّاء او اصبر على طخية عميآء» خ ٣، ٤٨ يعنى فكر مىكردم كه آيا با دست خالى حمله كنم و يا به ظلمت عميق صبر نمايم.
رأى
نظر و فكر (آنچه انسان درباره چيزى فكر مىكند و نظر مىدهد) بعبارت ديگر: رأى ديدن عقل است، جمع آن «آراء» مىباشد از اين كلمه موارد زيادى در «نهج» آمده است در حكمت ٨٦ فرموده: «رأى الشيخ احبّ الىّ من جلد الغلام» نظر پير در نزد من از چالاكى جوان محبوبتر است. درباره عائشه كه معركه جمل را بپا كرد فرموده: «و امّا فلانة فادركها رأى النساء و ضغن غلافى صدرها كمرجل القين و لو دعيت لتنال من غيرى ما اتت الّى لم تفعل» خ ١٥٦، ٢١٨، امّا فلانه (عائشه) او را در اينكار رأى (و كم فكرى زنانه) گرفت و نيز عداوتى كه به من داشت مانند ديك آهنگر در سينهاش جوشيد، اگر از او