مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٥٢ - خفّاش
نافحوا بالظباء و صلوا السيوف بالخطا و اعملوا انكّم بعين اللّه و مع ابن عمّ رسول اللّه ص» خ ٦٦: ٩٧ «ظبا» جمع ضبّة به معنى طرف شمشير و «خطا» جمع خطوه است يعنى با طرفهاى شمشيرها بزنيد و شمشيرها را با خطوهها و قدمها وصل كنيد، بدانيد شما زير نظر خدا و در معيّت پسر عمّ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله هستيد. گفتهاند: يعنى «صلوا السيوف بالخطاء» آنستكه اگر شمشيرهاى شما كوتاه باشد آنها را به قدم جلو گذاشتن وصل كنيد تا به دشمن برسانيد. چنانكه شاعر گفته:
اذا قصرت اسيافنا كان وصلها خطانا الى اعدائنا فنضارب
ابن ابى الحديد نقل كرده: مردى از قبيله ازد شمشيرى پيش مهلّب آورد و گفت اى عمو اين چطور شمشيرى است گفت شمشير خوبى است ولى حيف كه كوتاه است. گفت آنرا با قدم برداشتن به طرف دشمن دراز مىكنم. مهلّب گفت: برادرزادهام رفتن به چنين و آذربايجان در دندان افعى آسانتر از آن قدم است.
براى جمله امام ٧ معانى ديگرى نيز گفتهاند كه در ابن ميثم ديده شود.
خفوت
سكون.
«خفت خفوتا: سكن سكونا»
از اين لفظ دو مورد در «نهج» يافته است. در رابطه با فوت خويش فرموده: «و ستعقبون منّى جثّة خلاء ساكنة بعد حراك و صامتة بعد نطوق ليعظكم هدوّى و خفوت اطراقى و سكون اطرافى» خ ١٤٩، ٢٠٧ «خفوت اطراق» سكون و زير انداخته شدن نگاه است. يعنى بزودى از من براى شما مىماند جسدى خالى از روح، آرام بعد از حركت و ساكت بعد از گويائى تا موعظه كند شما را سر به زير انداختن من و سكون نگاه من و آرامى اطراف (دست و پاى) من، بعضى هر دو را «اطرافى» جمع طرف خوانده و گفتهاند: اطراف اول چشمهاى آنحضرت و اطراف دوم دست و پاى و سر او است.
و در وصف خداوند فرموده: «عالم السرّ من ضمائر المضمرين و نجوى المتخافتين» خ ٩١، ١٣٤ متخافت: كسيكه پنهانى سخن گويد («وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها»)
خفّاش
شب پره و آن فقط يكبار در «نهج» آمده است «و من لطائف صنعته و عجائب خلقته ما ارانا من غوامض الحكمة فى هذه الخفافيش الّتى يقبضها الضياء الباسط