مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٦٧ - ركن
ركم
رويهم جمع كردن. بعضى را بالاى بعضى نهادن، ركام بر وزن غلام: مركوم و متراكم. نه مورد از اين لفظ در «نهج» آمده است درباره قبر فرموده: «و حفرة لو زيد فى فسحتها و اوسعت يدا حافرها لاضغطها الحجر و المدر و سدّ فرجها التراب المتراكم» نامه ٤٥، ٤١٧، گوداليكه اگر در وسعت آن اضافه شود و دستهاى گوركن آنرا گشاد كند، سنگها و كلوخها تنگش كنند. و شكافهاى آنرا خاك انباشته، مسدود نمايد. آن حضرت ظاهرا درباره غلبه بنى عباس و پيروانشان بر بنى اميّه فرموده: «على انّ اللّه سيجمعهم لشرّ يوم لبنى اميّة كما تجتمع قزع الخريف ثمّ يؤلّف اللّه بينهم ثمّ يجمعهم ركاما كركام السحاب ثمّ يفتح لهم ابوابا يسيلون من مستثارهم» خ ١٦٦، ٢٤١، خداوند آنها را براى بدترين روز بنى اميّه جمع كند مانند جمع شدن تكههاى ابر بهارى، خداوند ميان آنها را جمع مىكند و آنگاه آنها را متراكم مىكند مانند ابرهاى متراكم، سپس آنها درهائى مىگشايند كه از محل قيام خويش مانند سيل جارى مىشوند.
ركن
ركون: ميل و اعتماد: «ركن اليه ركونا: مال اليه و سكن» هجده مورد از اين لفظ در «نهج» آمده است، چنانكه فرموده: «الركون الى الدنيا مع ما تعاين منها جهل و التقصير فى حسن العمل اذا وثقت بالثواب عليه غبن» حكمت ٣٨٤، اعتماد بر دنيا با آنكه بىوفائى و زوال او را مىبينى نادانى است، و كوتاهى در عمل نيك وقتى كه اطمينان به ثواب آن دارى مغبونى است.
«ركن» پايه. ستون. طرف قويتر. امر عظيم، جمع آن اركان است، آنگاه كه خبر شهادت محمد بن ابى بكر را به ابن عباس خبر مىداد چنين نوشت: «امّا بعد فانّ مصر قد افتتحت و محمد بن ابى بكر ; قد استشهد فعند اللّه نحتسبه ولدا ناصحا و عاملا كادحا و سيفا قاطعا و ركنا دافعا» نامه ٣٥، ٤٠٨، مصر سقوط كرد، محمد بن ابى بكر شهيد شد، او را نزد خدا ذخيره خود مىدانيم، او براى من فرزندى خيرخواه، حاكمى تلاشگر، شمشيرى برنده، و ستون مدافعى بود. و نيز فرموده: «اوضع العلم ما وقف على اللسان و ارفعه ما ظهر فى الجوارح و الاركان» حكمت ٩٢، پستترين علم آنستكه منحصر به زبان باشد و بالاترين آن علمى است كه در اعضاء و جوارح بطور عمل آشكار شود، اركان بدن اعضاء رئيسه