مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٣٦ - خريف
فرمانروا مانند نخ مهرههاست كه آنها را جمع و بهم پيوند مىدهد اگر نخ پاره شود مهرهها پراكنده شود. در وصف رسول خدا ٦ فرموده: «فلقد فلق لكم الامر فلق الخرزة و قرفه قرف الصمغة» خ ١٠٨، ١٥٧، آنحضرت كار دين را براى شما شكافته و معين كرده مانند شكافتن و سوراخ كردن مهره، و پوست كنده آنرا مانند پوست كندن صمغ. (رجوع شود به صمغ)
خرس
(بر وزن شرف) لال شدن
«خرس الرجل خرسا: انعقد لسانه»
چهار مورد از اين ماده در «نهج» آمده است: «الفقر يخرس الفطن عن حجّته» حكمت ٣٧ فقر انسان زيرك را از اظهار حجتش لال مىكند، روزى آنحضرت اصحاب خويش را به جهاد تشويق مىكرد و چون جوابى ندادند فرمود: «ما بالكم امخرسون انتم» خ ١١٩، ١٧٥ آيا لال شدههائيد شما
خرع
اختراع: شكافتن:
«خرع الشىء: شقّه».: اختراع الشىء: شقّه. و انشاه و ابتدعه»
از اين لفظ فقط يك مورد در «نهج» آمده است: «و ليس فناء الدنيا بعد ابتداعها باعجب من انشائها و اختراعها» خ ١٨٦، ٢٧٥
خرطوم
بينى. از مفردات راغب به دست مىآيد كه اصل آن در بينى فيل است، آن فقط يكدفعه به صيغه جمع در «نهج» يافته است آنحضرت به اهل بصره فرمود: «ويل لسكككم العامرة و الدور المزخرفة التى لها اجنة كاجنحة النسور و خراطيم كخراطيم الفيلة من اولئك» خ ١٢٨، ١٨٥، واى بر راههاى آبادتان و خانههاى مزيّنتان، كه بالكنهاى آنها مانند بالهاى عقابها و پيشرفته بامهاى آنها مانند خرطومهاى فيل است، از آن فتنهايكه خواهد آمد. «اجنحه» بالكنهاست كه از ساختمان بيرون آمدهاند و خراطيم آن قسمت از بام ساختمان است كه از ديوار اصلى پيشرفته تا حافظ پنجرهها از باران و برف باشد.
خريف
پائيز. اين لفظ دو بار در «نهج» آمده است، در رابطه با بنى اميه فرموده: على انّ الله سيجمعهم لشّريوم لبنى امية كما تجتمع قزع الخريف» خ ١٦٦، ٢٤١، خداوند آنها را جمع مىكند براى بدترين روز براى بنى اميه چنانكه جمع مىشود