مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٦٣ - رقى
وصيت به بعضى از گنيزانش نوشته: «فان مات ولدها و هى حيّة فهى عتيقة قد افرج الله عنه الرقّ» نامه ٢٤، ٢٨٠، اگر فرزندش بميرد و او زنده باشد، آزاد است، خداوند بردگى را از او برداشته است.
رقل
ارقال: سرعت كردن
«ارقل: اسرع»
دو مورد از اين لفظ در «نهج» آمده است، به معاويه مىنويسد: «و انا مرقل نحوك فى جحفل من المهاجرين و الانصار و التابعين لهم باحسان...» نامه ٢٨، ٣٨٩، من شتابان به طرف تو خواهم آمد با لشكر بزرگى از مهاجرين و انصار و آنانكه با نيكوكارى در پى آنها آمدهاند. و نيز فرموده: «و انّ الخلق لا مقصر لهم عن القيامة، مرقلين فى مضارها الى الغاية القصوى» خ ١٥٦، ٢١٩، مردم چارهاى از قيامت ندارند، در ميدان قيامت تا انتهاى غايت شتابان خواهند رفت.
رقم
(بر وزن عقل) نوشتن. «رقيم» نوشته شده از اين ماده يك مورد بيشتر در «نهج» نداريم، درباره خلقت آسمان فرموده: «و اجرى فيها سراجا مستطيرا و قمرا منيرا فى فلك دائر و سقف سائر و رقيم مائر» خ ١، ٤١، در آسمان چراغى به جريان نداخت كه نورش گسترده است و ماهى نور افشان. در مدارى دوّار و سقفى سير كننده و آسمانى متحرّك، آسمان را رقيم گفتهاند كه ستارگان در آن (قرار گرفتهاند). رقم زده و نوشته شدهاند.
رقى
بالا رفتن. «ارتقاء»: درجه درجه بالا رفتن، پنج مورد از اين لفظ در كلام حضرت آمده است. به معاويه نوشته: «و الاولى ان يقال لك انّك رقيت سلّما اطلعك مطلع سوء عليك لا لك» نامه ٦٤، ٤٥٥، سزاوار اين است كه گفته شود: تو به نردبانى بالا رفتهاى كه تو را به مطلعى مشرف كرده كه بر زيان توست نه نفعت. در تعريف خويش فرموده: «ينحدر عنّى السيل و لا يرقى الّى الطير» خ ٣ كه در «حدر» گذشت.
رقى
(بر وزن دعا) آن جمع رقيه است كه فقط يكبار در كلام حضرت يافته است چنانكه فرموده: «العين حقّ و الرّقى و السحر حق و الفال حق» حكمت ٤٠٠ يعنى: بد نظرى حقيقت است و اثر دارد، عوذهها (افسونها) حقيقت است و اثر دارند.