مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٤٦ - رسب
اطلاق شده است، از اين ماده موارد زيادى در «نهج» آمده است: «استنزلوا الرزق بالصدقة» حكمت ١٣٧، با صدقه دادن نزول روزى را بطلبيد.
رزن
رزانت: وقار و سنگينى «رزين» با وقار و سنگين از هر شىء. و آن فقط يكبار در «نهج» آمده است.: «انّ امرنا صعب مستصعب... و لا يعى حديثنا الّا صدر و امنية و احلام رزينة» خ ١٨٩، ٢٨٠، امر ما دشوار و مستصعب است، حديث ما را در خود جاى نمىدهد مگر سينههاى امين و عقول با وقار.
رزى
رزء (بر وزن قفل) و رزّيه: مصيبت و بلا. و آن فقط دو بار در «نهج» آمده است در حكمت ٢٧٦ فرموده: «و كلّما عظم قدر الشىء المتنافس فيه عظمت الرّزية لفقده» هر قدر بزرگى شىء رغبت شده بيشتر باشد مصيبت در فقدان آن بزرگتر است.
رسب
رسوب: تهنشين شدن:
«رسب الشىء الماء: ذهب سفلا»
از اين لفظ تنها يك مورد در «نهج» يافته است. در خلقت زمين فرموده: «فسكنت (الارض) من الميدان لرسوب الجبال فى قطع اديمها» خ ٩١، ١٣٢، زمين از بالا و پائين آمدن آرام گرفت بعلّت رسوب و فرو رفتن كوهها در تكّههاى پوسته آن.
رسخ
رسوخ. ثبات.
«رسخ الشىء رسوخا: ثبت فى موضعه»
راغب در مفردات گويد: رسوخ ثبات شىء است ثباتى محكم. على هذا راسخون در علم كسانى هستند كه در دانش ريشه دارند و علم در وجودشان رسوخ كرده و استقرار يافته است
از اين لفظ شش مورد در «نهج» آمده است.
و نيز رسوخ به معنى كم شدن آمده است گويند:
«رسخ الغدير: نشّ مائهاى اخذ بالنقصان»
درباره مردگان فرموده است: «و قدار تسخت اسماعهم بالهوامّ فاستّكت و اكتحلت ابصارهم بالتراب فخسفت» خ ٢٢١، ٣٤٠ گوشهاى آنها به وسيله خوردن كرمها شروع به كاهش كرده و «كر» شدهاند و چشمهايشان با خاك سرمه كشيده و فرو رفتهاند. درباره اهل بيت : فرموده: «اين الذين زعموا انّهم الراسخون فى العلم دوننا كذبا و بغيا علينا ان رفعنا الله و وضعهم و اعطانا و حرمهم» خ ١٤٤، ٢٠١ كجايند آنانكه گمان كردهاند آنها راسخون در علم اسلامند نه ما، بر ما دروغ گفتند و حسد