مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٩٦ - زفر
زعزع
حركت دادن، يا حركت شديد دادن، تزعزع: حركت كردن. آن تنها دو بار در «نهج» ديده مىشود، درباره دوران جاهليت فرموده: «و الناس فى فتن انجذم فيها حبل الدين و تزعزت سوارى اليقين» خ ٦١٢ مردم در فتنههائى بودند كه در آن ريسمان دين قطع گرديده و ستونهاى يقين متزلزل شده بود. و نيز فرموده: «و الزعزع القاصفة» خ ١، ٤٠ دريائى كه هر ثابت را به حركت در مىآورد و مىشكست.
زعق
زعاق (بر وزن غلام) آب تلخى كه خوردن آن فوق طاقت باشد و آن فقط يكبار در «نهج» آمده است كه در ذمّ اهل بصره فرموده: «اخلاقكم دقاق و عهدكم شقاق و دينكم نفاق و ماءكم زعاق» خ ١٣، ٥٥ اخلاقتان پست، عهدتان افتراق و دشمنى، دينتان نفاق و آبتان تلخ است.
زعم
قول باطل و دروغ و قول حق، در هر دو ضدّ به كار رود و بيشتر در قول مشكوك گفته مىشود،
راغب گويد: آن حكات قولى است كه احتمال دروغ دارد
«زعيم» كفيل و عهدهدار، از اين ماده هفده مورد در «نهج» آمده است درباره توحيد فرمود: «فالويل لمن جحد المقّدر و انكر المدبّر زعموا انّهم كالنبات لا زارع لهم» خ ١٨٥، ٢٧١ و اى بر آنكه خداى تقدير كننده و تدبير كننده را انكار نمايد گمان كردهاند كه مانند علفهاى خود رو، روياننده ندارند و بعد از بيعت خويش چنين سخن راند: «ذمّتى بما اقول رهينة و انابه زعيم، انّ من صرحّت له العبر... حجزته التقوى عن تقحّم الشبهات» خ ١٦، ٥٧، عهدهام به آنچه مىگويم گروگان است و من به گفته خويش عهده دارم (كنايه از حقيقت گوئى و التزام) آنكه عبرتها حق را براى او روشن كرده، تقوى از وارد شدن به شبهات منعش مىكند.
زفر
زفر و زفير چند معنى دارد از جمله صداى آتش به وقت اشتعال است در لغت آمده:
«زفر النار زفرا: سمع لها صوت لتوقّدها»
آن به همين معنى چهار بار در «نهج» آمده است درباره آتش جهنّم فرموده: «و نار شديد كلبها، عال: لجبها، ساطع لهبها، متغّيظ زفيرها» خ ١٩٠، ٢٨٢، آتشى كه سير نشدنش شديد است، صيحهاش بلند است، شعلهاش گسترده است، صدايش با هيجان است (نعوذ باللّه منها).