مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٨٣ - درن
درع
زره. لباس جنگ:
«الدرع: ثوب ينسج من زرد الحديد
» از اين ماده شش مورد در «نهج» يافته است. درباره جهاد فرموده: و هو لباس التقوى و درع الله الحصينة و جنّته الوثيقة» خ ٢٧، ٦٩، جهاد لباس تقوى و زره محافظ خدا و سپر محكم اوست. «مدرعة» لباسى است از پشم و آن با معناى اولّى تناسب دارد آنحضرت درباره زهد خويش فرموده: «و الله لقد رقعت مدرعتى هذه حتى استحييت من راقعها» خ ١٦٠، ٢٢٩، به خدا قسم اين لباسم را گفتم وصله بزنند، تا حدّيكه از وصله زن خجل شدم. جمع مدرعه مدارع است چنانكه در خ ١٩٢، ٢٩١ فرموده: «و لقد دخل موسى بن عمران و معه اخوه هارون على فرعون و عليهما مدارع الصوف و بايديهما العصىّ». «دارع» زره پوشيده چنانكه در «ح س ر» گذشت.
درك
(بر وزن شرف) رسيدن. ادراك: رسيدن به چيزى و نيز رسيدن وقت شىء مثل: «ادرك الثمر» يعنى وقت چيدنش رسيد از اين ماده موارد زيادى در «نهج» يافته است درباره مرگ فرموده: «ان هربتم منه ادرككم و ان اقمتم اخذكم و ان نسيتموه ذكركم» حكمت ٢٠٥. تدارك: رسيدن به يكديگر، رسيدن اخر قوم به اوّلشان. «استدراك» قصد چيزى با چيزى و نيز تدارك خطا با صواب. چنانكه فرموده: «فاستدركوا بقية ايّامكم و اصبروا لها انفسكم» خ ٨٦، ١١٧. دراك: پىدرپى (متلاحق) درباره دشمنان فرموده: «انّهم لن يزولوا عن مواقفهم دون طعن دراك» خ ١٢٤، ١٨١، آنها هرگز از جاى خود بدون نيزه خوردن پى در پى كنار نخواهند رفت.
درن
(بر وزن شرف) چرك:
«الدرن: الوسخ»
از اين لفظ يك مورد بيشتر در «نهج» يافته نيست درباره نماز فرموده: رسول خدا ٦ نماز را تشبيه فرموده به چشمهايكه در كنار خانه انسان است و او هر روز پنج بار در آن خود را مىشويد: «فما عسى ان يبقى عليه من الدرن» خ ١٩٩، ٣١٧ ديگر اميدى نيست كه در بدن او چركى بماند.