مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٦٢ - سورة
دو بار در «نهج» آمده است يكى در حكمت ٣٦٧ كه درباره شدت تعلّق به دنيا فرموده: «و من استشعر الشغف بها ملئت ضميره اشجانا لهنّ رقص على سويداء قلبه» هر كس به دنيا بسيار حريض باشد، دنيا قلب او را پر از اندوهها مىكند كه آن اندوهها در وسط قلب او جست و خيز مىكنند. دوم در وصف ملائكه فرموده: «و تمكّنت من سويداء قلوبهم و شيجة خيفته فحنوا بطول الطاعة اعتدال ظهورهم» خ ٩١، ١٣٠ يعنى در وسط قلب آنها اسباب خوف خدا رسوخ يافته كه با طول طاعت خدا قامت خود را خم كردهاند صلوات و سلام خدا بر تو اى امير المؤمنين.
سور
به فتح اول- بالا رفتن
«سار الحائط سورا: علاوه و صعد عليه»
مساورة بالا رفتن و بين الاثنين، تساور: نيز بالا رفتن است از اين ماده هشت مورد در «نهج» آمده است در وصف رسول خدا ٦ فرموده: «ارسله بالضياء و قدّمه فى الاصطفاء فرتق به المفاتق و ساور به المغالب و ذلّل به الصعوبة» خ ٢١٣، ٣٣٠، او را با نور وحى فرستاد، و در برگزيدن مقدم گردانيد، و با او شكافها (مفاسد) را مسدود كرد و او را بر غلبه كنندگان به حق بالا برد و غالب گردانيد واقعا انسان در بهت مىرود از اين كلمات و تشبيهاتى كه به طور آسان به زبان حضرت ولى الله الاعظم جارى شده است.
در مقام نصيحت فرموده: «الا فاذكروا هادم اللذات... عند المساورة للاعمال القبيحة» خ ٩٩، ١٤٥ مرگ را ياد آورديد در وقت بالا رفتن براى اعمال بد. گوئى اعمال قبيح به علت منظور بودن در طبع انسان بايد انسان به طرف آنها جهش كند «مساورة» در خ ١٩٢ نيز آمده است «تساور قلوب الرجال مساورة السموم القاتلة» تكبر در قلوب مردان بالا رفته مانند بالا رفتن و تاثير سموم كشنده.
سورة
شدت و بالا رفتن و منزلت. به مالك اشتر نوشته: «املك حمّيةّ انفك و سورة حدّك و سطوة يدك» نامه ٥٣، ٤٤٤ زير بار ظلم نرفتن خود را كنترل كن و شدت انتقام و سطوت دستت را مالك باش. «سورات الزفير» خ ٨٣ شدّتهاى زفير جهنم است «ساريه»: عمود و ستون،