مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢٧ - ربض
ابرهايش پراكنده و تكه تكه نيست، و بارانيكه توام با باد سرد نيست «شفّان»: باد سرد «ذهاب» بارانهاى آرام.
و در جمله «كنهور ربابه» خ ٩١، ١٣٣ كه در «كنهور» خواهد آمد معنايش «قطعه بزرگى از ابر سفيد» است.
مرب
ملازمت و آن مصدر ميمى است گويند:
«اربّ بالمكات اربابا: لزمه و اقام به»
آن فقط يكبار در «نهج» آمده كه درباره خلقت كون فرموده: «ثمّ انشأ سبحانه ريحا اعتقم مهبّها و ادام مربّها» خ ١، ٤٠ پس خداى سبحان بادى به وجود آورد كه محل وزيدن آنرا عقيم ولى ملازمت آنرا دائمى كرد.
ربح
سود. جمع آن رباح است و آن يازده بار در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر و من خاف امن» حكمت ٢٠٨ درباره استفاده مردان خدا از دنيا فرموده است «اكتسبوا فيها الرحمة و ربحوا فيها الجنّة» حكمت ١٣١
ربض
خوابيدن چهارپا، مانند به زمين خوابيدن شتر. گويند:
«ربضت الدابّة: مثل بركت الابل»
مربض: محل خوابيدن گوسفند و مانند آن، مرابض جمع آن است. از اين ماده چهار مورد در «نهج» ديده مىشود، در رابطه با هجوم مردم براى بيعت با آن حضرت فرموده: «فما راعنى الّا و الناس كعرف الضبع الىّ... حتّى لقد وطىء الحسنان و شقّ عطفاى مجتمعين حولى كربيضة الغنم» خ ٣، ٤٩ لفظ «ربيضة الغنم» اضافه صفت بر موصوف است يعنى گروهى از گوسفندان كه داخل آغل مىشوند.
يعنى بعد از قتل عثمان مرا به وحشت نيانداخت مگر آنكه مردم مانند موى گردن (يال) كفتار به طرف من گرد آمدند... تا جائيكه حسن و حسين زير پا ماندند و دو طرف بدن من مجروح گرديد، دور من جمع شده بودند مانند گوسفندانى كه داخل آغل مىشوند. درباره وقت نماز به حاكمان شهرها مىنويسد: «فصلّوا بالناس الظهر حتى تفىء الشمس من مربض العنز و صلّواتهم العصر و الشمس بيضاء حيّة فى عضو من النهار حين يسار فيها فرسخان» نامه ٥٢، ٤٢٦، يعنى با مردم نماز ظهر را بخوانيد تا وقتى كه