مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨١ - اَمَة
دستورى به لشكريان فرموده: «و اجعلوا لكم رقباء فى صياصى الجبال و مناكب الهضاب لئلا يأتيكم العدوّ من مكان مخافة او امن» نامه ١١، ٣٧١، در قلّه كوهها و بالاى تپّهها نگهبانان بگذاريد تا دشمن بر شما حمله نكند نه از محّل خوف و نه از محلّ امن. و درباره رسول خدا ٦ فرموده: «كان فى الارض أمانان من عذاب الله و قد رفع احمدهما فدونكم الآخر فتمسكّوا به امّا الامان الذى رفع فهو رسول الله ٦ و امّا الامان الباقى فهو الاستغفار» حكمت ٨٨
امانت:
چيزى كه انسان را به آن امين كردهاند، و واجب الرّد است آنحضرت به اشعث بن قيس فرماندار آذربايجان نوشت: «و انّ عملك ليس لك بطعمة و لكنّه فى عنقك امانّة و انت مسترعى لمن فوقك» نامه ٥، ٣٦٦ بدان كار و حكومت تو طعمه و خوردنى نيست بلكه در گردن تو امانت است ما فوق تو (امام ٧) مراقب توست. امين: كسيكه از عمل او اطمينان و ايمنى هست در رابطه با رسول الله- ص- فرموده: «امين وحيه و خاتم رسله و بشير رحمته و نذير نقمته» خ ١٧٣، ٢٤٧
ايمان:
تسليم توأم با اطمينان خاطر چنانكه مشروحا در قاموس قرآن گفتهام باور و يقين به تنهائى ايمان نيست، بلكه تسليم شدن به يقين ايمان است درباره قوم فرعون فرموده: (وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ) نمل: ١٤ آنحضرت از رسول خدا ص نقل كرده كه فرمود: «لا يستقيم ايمان عبد حتى يستقيم قلبه و لا يستقيم قلبه حتى يستقيم لسانه» خ ١٧٦، ٢٥٣، اين لفظ به حدّ وفور با مشتقات آن در «نهج» به كار رفته است.
«أنّ الايمان يبدو لمظة فى القلب كلّما از داد الايمان ازدادت اللّمظة» غريب ٥، ٥١٨، ايمان مانند نقطه سفيدى در قلب آشكار مىشود، هر قدر ايمان زياد شود آن نقطه وسيعتر مىگردد، اين كلمه دلالت دارد كه ايمان جوهر است، نه عرض و در اخبار برزخ در كافى نقل شده است كه ايمان و عقيده در قبر مجسّم شده و بر انسان عرضه مىشود كافى ج ٣، ٢٤٢ كتاب جنائز كه شىء مجسم به ميّت مىگويد: «انا رأيك الحسن الذى كنت عليه» در «دعم» دعائم ايمان خواهد آمد.
اَمَة:
كنيز مملوك. امام صلوات الله عليه درباره دنيا فرموده: «و انصرفوا بقلوبكم عنها و لا يخنّن احدكم خنين الامة على مازوى عنه منها» خ ١٧٣، ٢٤٨ با قلوب خود از